{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر کنج دلم آلوده

آنقدر کنج دلم آلوده
نفس و هواست
یاد تو کم رنگ تر
گشته در این قاب دلم
جان خود مولا
به فریادم برس
ترسم از یاد تو
غافل تر شوم

**************

آنقدر من التماس
چشم زارم می کنم
تا دهد روزی
میان کوچه ها
یک رد پای تو را
بر من نشان
دیدگاه ها (۲)

انگارفریاد در گلویمانخشکیده است ودیگر صدایمانبه گوش فلک هم ن...

در این هیاهوی زمانکم مانده استما روح خود را گم کنیم اسم تو آ...

ابر های آسمان چشم ماخالی از باران و خشک و بی هدفدر پی باد گن...

همتی باید نمود ای دوستانهمتی مردانه و شایسته تر تا به کی بای...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»باباجونم…می‌دانی؟ خانه هن...

فراتر از خویش

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط