شاید خنده دار باشه اما یک لحظه تصور کن
شاید خنده دار باشه اما یک لحظه تصور کن
ماه رو از شب بگیرن
رنگ قرمز از گل شقایق
خورشید رو از آسمون
خوندن آواز رو از حنجرهٔ چلچله
بال پرواز از پرستو
عطرُ از گل یاس
بارون رو از پاییز
برفُ از زمستون
اشک از چشم های عاشق
صدای سوت رو از قطار
چه اتفاقی می افته
هیچ چی
نه کسی می میره نه مرده ای زنده میشه نه آسمون به زمین میرسه، آدمها خیلی زود به این شرایط عادت میکنن.
اما اگه خنده رو از روی لبات، گرمی از دستات، عطرت رو از تنت یا از همه بدتر تو رو، خود خود خود تو رو از من بگیرن من می میرم
ای وای
تصور کردنش هم خیلی سختُ عذاب آور
ماه رو از شب بگیرن
رنگ قرمز از گل شقایق
خورشید رو از آسمون
خوندن آواز رو از حنجرهٔ چلچله
بال پرواز از پرستو
عطرُ از گل یاس
بارون رو از پاییز
برفُ از زمستون
اشک از چشم های عاشق
صدای سوت رو از قطار
چه اتفاقی می افته
هیچ چی
نه کسی می میره نه مرده ای زنده میشه نه آسمون به زمین میرسه، آدمها خیلی زود به این شرایط عادت میکنن.
اما اگه خنده رو از روی لبات، گرمی از دستات، عطرت رو از تنت یا از همه بدتر تو رو، خود خود خود تو رو از من بگیرن من می میرم
ای وای
تصور کردنش هم خیلی سختُ عذاب آور
- ۱.۹k
- ۱۶ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط