~سناریو~
~سناریو~
وقتی داداشتن و بهت سیلی میزنن
نامجون:( با شک بهت نگاه میکنه و میخواد بیاد نزدیک که میری عقب)
نامجون: ات م...م..من نفهمیدم دارم چیکار میکنم ببخشید ( گریه)
♡
جین:( از خونه رفت بیرون و بعد چند مین با یه گل اومد سمتت که دید داری با صدای بلند و وحشتناک گریه میکنی)
جین: م..من انقدر بدم که باعث شدم اشکات بریزن ؟( بغض)
♡
جیهوپ: ( دستتو گذاشتی رو صورتت و با بغض نگاش کردی)
جیهوپ: م..من معذرت میخوام ببخشید ببخشید...ببخشید....نباید این کارو میکردمم ببخشید ( گریه شدید)
♡
شوگا:( رفت تو اتاقش و نمیومد بیرون)
شوگا: ات من.. خیلی بی مصرفم ببخشید ( گریه)
♡
جیمین:( عقب عقب میرفت و اشکاش ریخت)
جیمین: ات...ا..ات......ع..عصبانی بودم ببخشید ببخشید من نباید دست روت بلند میکردم.. ببخشید...موچی کوچولو لطفاً ببخشید ( گریه شدید)
♡
تهیونگ:( تو شک بود)
تهیونگ: م..من این کارو ک..کردم؟
♡
جونگکوک:( به خودش سیلی میزد که رفتی جلوشو گرفتی)
جونگکوک: ات لطفاً برو کنار حقم همینه من نباید دست روی پرنسس کوچولوم بلند میکردم... ببخشید ( گریه شدید)
دوس داشتی لایک کن اگرم حوصله نداشتی اشکال نداره ʕ·ᴥ·ʔ
وقتی داداشتن و بهت سیلی میزنن
نامجون:( با شک بهت نگاه میکنه و میخواد بیاد نزدیک که میری عقب)
نامجون: ات م...م..من نفهمیدم دارم چیکار میکنم ببخشید ( گریه)
♡
جین:( از خونه رفت بیرون و بعد چند مین با یه گل اومد سمتت که دید داری با صدای بلند و وحشتناک گریه میکنی)
جین: م..من انقدر بدم که باعث شدم اشکات بریزن ؟( بغض)
♡
جیهوپ: ( دستتو گذاشتی رو صورتت و با بغض نگاش کردی)
جیهوپ: م..من معذرت میخوام ببخشید ببخشید...ببخشید....نباید این کارو میکردمم ببخشید ( گریه شدید)
♡
شوگا:( رفت تو اتاقش و نمیومد بیرون)
شوگا: ات من.. خیلی بی مصرفم ببخشید ( گریه)
♡
جیمین:( عقب عقب میرفت و اشکاش ریخت)
جیمین: ات...ا..ات......ع..عصبانی بودم ببخشید ببخشید من نباید دست روت بلند میکردم.. ببخشید...موچی کوچولو لطفاً ببخشید ( گریه شدید)
♡
تهیونگ:( تو شک بود)
تهیونگ: م..من این کارو ک..کردم؟
♡
جونگکوک:( به خودش سیلی میزد که رفتی جلوشو گرفتی)
جونگکوک: ات لطفاً برو کنار حقم همینه من نباید دست روی پرنسس کوچولوم بلند میکردم... ببخشید ( گریه شدید)
دوس داشتی لایک کن اگرم حوصله نداشتی اشکال نداره ʕ·ᴥ·ʔ
- ۴۲.۹k
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط