{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴

پارت ۴

ویو ات

دیدم زنگ خونه خورد سریع خودمو جمعو جور کردم چک وایسادم دم در اتاقم

ویو کوک

از خونشون معلوم بود فقیر بودن زنگو زدیم به مامان و باباش سلام علیک کردیم یهو دختره از در اتاقش اومد پایین وقتی سرش ر.و برداش پوست سفید لبای پفکی قرمز موهای بورو لخط لاغر و میزون اندامی چشمای سبز یکوچولو کراش زدم

ویو ات

پسره جذاب بود خ. شم اومد اما عاشقش نشدم

م. ک: پسرم برید با خانم ات حرف بزنید

کوک: باش

*رفتن تو اتاق
دیدگاه ها (۷)

𝓹𝓪𝓻𝓽40(اتو یونجون لباساشون سته یه لباس آبیه راه راهی از زیرم...

تک پارتی قسمت ۳ات: اوهوم ولی من خوابم نمیاد دیگهکوک: پس پاشو...

Part 7

اسیر‌عشق‌مافیاشدم‌پارت‌۱۰:))

زندگی من قبل تو پارت سومات:منو اون دوستیمشماهم تمومش کنید وگ...

قلب یک مافیا پارت هشت

کوک ویو رفتم رو میز نشستم صبحونه خوردم و ماشینمو ور داشتم و ...

بیبی من p3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط