{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

hi

عشق ایدل من پارت ⁵²
نوبت به رقص رسید اهنگی شروع شد و منو کوک شروع کردیم به رقصیدن همون موقع رق کوک باهام حرف میزد🐰بهت گفته بودم تو مال منی... میبینی دیگه کاملا مامل منی 🦊خوشحالم تو هم برای منی 🐰😊حرکات رقص منو کم کهک اهنگ و عالی بود خوشم میومد از حس و حالش رقص مه تموم شد نزدیک های ساعت دوازده شب بود که عروسی تموم مشد مهمون ها رفتن منو کوک هم رفتیم تو ماشین و کوک به سمت خونه ی خودش رفت 🦊کوک فردا صبح باید بریم وسایلمو از خونه ام بیاریم 🐰باشه بیب ( با گرفتگی صدا )🦊چیزی شده؟ 🐰نه چیزی نیست.. صورتشو بدنشو برانداز کردم چشمم افتاد به شلوارش... شت... به چوخ رفتم سکوت اختیار کردم تا خونه رفتنی بالا به کمک کوک لباس عروس رو در واردم و لباس عادی پوشیدم میکنیم ور پاک رود و موهام رو رفتم حموم و شستم اخیش راحت شدم رفتم بیرون که کوک چسبوندم یه در اتاق خواب 🦊جونگ.. کوک چی شده .. 🐰بیب... ( قورت دادن اب دهان)ببین گفتی بعد ازدواج اجازه اش رو دارم... الان... درد دارم... خواهش میکنم بیب... زیر قولت نزن... ها؟ من فقط از دردش میترسیدم... ولی الان ما با هم زن و شوهر بودیم و اون اصلا از طرف من اجراه نمیخواد الانم خیلی مرده داره میپرسه... امتحانی ضرر نداره سرم رو به علامت قبوله تکون دادم بلافاصله وحشیانه یه سمت لبام حمله ور شد و وحشیانه مکیدشون دستام رو دور گرمش حلقه کردم و ادامه داد در اتاق رو وا کردم و به داخل هدایتم کرد ( از اینجا به بعد اسماته هر کی میخواد کامنت بزاره براش دایرکت میفرستم بعد اون بیا بقیه اش رو بخون) ویو کوک 🐰بیب ... عالی بود... تو بی نقصی... به دختر کنارم نگا کردم... بیهوش شده بود... دفعه اولش بود بهش فشار اومده.. بغلش کردم و بردمش تو حموم نشتم پشتش و توی بغلم جاش دادم و دلش ور ماساژ دادم بدن هامونو شستم و حوله پیش چیدم دورش اوردمس بسوزه یه تیشتر طوسی بلند با شلوارک کوتاه مشکی تنش کردم خودم هم یه شلوارک پام کردم پتو ور رو جفتمون و سفت بفش کردم و خوابیدم ویو می هو صبح... زیر دلم یه زره درد میکرد از خواب تو بغل کوک ا ز خواب بیدار شدم لخت بود خدا لعنتت کنه به خودم نگا کردم خودم لباس تنم بود فکر کنم کار کوکه.. زدم به دماغش که جمش کرد صورتشو چشمای ستاره اش باز شد تیله های مشکی خوشگلش برق میزد 🐰درد داری چاگیا (خواب الو )🦊ی زره 🐰قرص میخوری خوب میشه... خب امروز مرخصی دارم... نظرت چیه یه لایو با ارومیه ها داشته باشیم. ویو کوک چشمام رو که وا کردم دیدم می هو بیداره.. چشمم به کبودی های گردنش افتاد اگه ببینمشوتشون دارم میزنه تازه اگه بونه کل بدنش همینه که هیچی 🦊بد نیست لایو بریم 🐰پاشو برمی دستشویی. رفتیم دستشویی بعدش اومدیم صبحونه حاضر کنیم
شرط شیش لایک
سه فابو
دیدگاه ها (۱۴)

hi

hi

hi

hi

فیک تهیونگ

فیک کوک پارت = ۲ ویو ا.ت با صدای زنگ هشدار گوشیم از خواب بید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط