(غزالِ غزل)
(غزالِ غزل)
این غزالِ غزلم نافه ی خوشبو دارد*
چون به صحرایِ ادب ضامنِ آهودارد!***
بَوَد آغشته به نیرنگ وریا وافسون×
آنکه دائم هوسِ جنّت ومینو دارد×××
گشته شایسته برآن روضه ی رضوانِ برین *
آنکه حقجو شده و خصلتِ حق پودارد***
میشود طعمه یِ رسوائیِ آن روزِ جزا×
آنکه زنّاری وهم خرقه ای از رو دارد×××
گرشکستند بلور دلِ من رایاران*
شکروصدشکرکه هم دلبر و دلجو دارد***
همچوسعدی ز دیارش , شودآماده ی کوچ×
آنکه درسینه دلی همچو پرستودارد×××
تاروپودم شده شیدائی ویسگونی ها*
چونکه بس یاسمن و نرگسِ خوشبو دارد***
ازجفاو ستم و جور گریزانم عظیم×
بر گلستانِ وفا مرغِ دلم خو دارد×××
این غزالِ غزلم نافه ی خوشبو دارد*
چون به صحرایِ ادب ضامنِ آهودارد!***
بَوَد آغشته به نیرنگ وریا وافسون×
آنکه دائم هوسِ جنّت ومینو دارد×××
گشته شایسته برآن روضه ی رضوانِ برین *
آنکه حقجو شده و خصلتِ حق پودارد***
میشود طعمه یِ رسوائیِ آن روزِ جزا×
آنکه زنّاری وهم خرقه ای از رو دارد×××
گرشکستند بلور دلِ من رایاران*
شکروصدشکرکه هم دلبر و دلجو دارد***
همچوسعدی ز دیارش , شودآماده ی کوچ×
آنکه درسینه دلی همچو پرستودارد×××
تاروپودم شده شیدائی ویسگونی ها*
چونکه بس یاسمن و نرگسِ خوشبو دارد***
ازجفاو ستم و جور گریزانم عظیم×
بر گلستانِ وفا مرغِ دلم خو دارد×××
- ۱.۱k
- ۰۸ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط