{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(شوخی بایکی ازعزیزان)

(شوخی بایکی ازعزیزان)
آن سنیدستم که در ونزوئلا*
هوگو چاوز شد به دردی مبتلا***
چون اَجل میرِ غضب اورا ربود×
بهرِ یارو هم درِ رحمت گشود×××
باوفاهم ناگهان رهوار شد*
رفت وبا اُمّ الهوگو غمخوارشد***
موکبش چون جانبِ مقصد رسید×
هاله ی نوری دگر آمدپدید×××
اشکها جاری چواَبرِ نوبهار*
آن یکی غمگین و این یک غمگسار***
آن یکی میگفت از فرزند خویش×
این یکی هم ظاهرأ زار وپریش×××
غمخوارک اورادمادم میفشرد*
اشکِ غم ازگونه هایش می سِتُرد***
چون حروفِ والی اندر گفتمان×
مَحرَم و نامحرمی ها شد نهان×××
ناگهان رفتند درآغوشِ هم*
پچ پچ و نجوا کنان در گوشِ هم***
درخَم و چَمهایَِ هم, هردو ولو×
فیض میبردند از مرگِ هوگو×××
هردوتا بودند در سوز وگداز*
ولیکن مانندِ محمود و ایاز***
ای عظیم ازباقیِ این بویِ گَند×
جانِ من زیپِ دهانت را ببند×××
===================
شاعرعبدالعظیم عربی ازبندرامام...بندرماهشهر
دیدگاه ها (۴)

شوخی...... شوخی........ شوخی *** حکا...

عکس پروفایل عوض کردم خوشگله

جوریکه کرک و پر خجسته از کارای زیور چاخان ریخته بود 😂#بامداد...

این منمممم

🎥مردم پاسخ گدایی منصور از نتانیاهو را دادند!

علیرضا دبیر:ما در بین کشتی‌گیران در رده‌های سنی مختلف یک بی‌...

غلامرضا معروفی _ کاندیدای شورای شهر تهران کد ۶۵۹۶

پرچـَم ایران هیچ‌وقت زَمیننمی‌افتد مگـَر برایِ قرار گرفتنروی...

ایران اسلامی عزیزم به اندازه‌یتمام سختی‌هایت دوستت دارم 🇮🇷#ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط