{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(فتّان)

(فتّان)
به مجنون گفت, فتّانِ حسودی+
مگرزیباتر از لیلی نبودی؟؟؟
ندیدی چشم وابرو وقدش را؟
که بر بارِ دلت باری فزودی؟؟؟
مجعد مو وهرتارش پریشان+
رخ اش گمگشته درلونِ کبودی+++
خروشید عاشقِ شیدا و مجنون*
به خشمِ آتشین حدّ و حدودی***
بگفتا که خموش ای بی مروّت×
چرا غافل از آن حیّ ودودی؟؟؟
بیا بردیده ام بنشین و بنگر*
جمالِ بی مثال ذی وجودی***
به هرعضوی که کردی خرده گیری*
سراید جانِ من , ازآن سرودی***
بُوَد آن قامتش همچون صنوبر+
به خاکِ صانعش باید سجودی+++
دوچشمانش بسانِ چشمِ آهو*
بهم ریزد نظام ازتار و پودی***
دو ابرویش کمان و هم مسلّح+
به انواعِ اِشارتها که بودی+++
لبان پر لعل وهمچون پسته خندان*
زِ مُلکِ دامغان دارد درودی***
به هرگامش رسد برگوشِ جانم+
طنین از بربطی یاچنگ و رودی+++
اِلاهی عاشقم , عاشقترم کن*
به خصلتها, که خود ءآنرا ستودی***
پناهی بهرِ مجنون باش و لیلی+
زِ ناوکهای چشمِ هر حسودی+++
عظیما دل به دل چون راه دارد*
چه حاصل رشک را بود و نبودی؟؟؟
خوشا یارانِ بی رنگ و ریائی×
که از مرآتِ دل زنگی زدودی×××
دیدگاه ها (۵)

(لطفآاین شعرم را که بصورت ترانه در وصفِ خودم سروده ام باآواز...

دوستان عزیزم صبح شما بخیر.باعرض معذرت تعدادی از واژه هااز نظ...

(غزالِ غزل)این غزالِ غزلم نافه ی خوشبو دارد*چون به صحرایِ اد...

(شوخی بایکی ازعزیزان)آن سنیدستم که در ونزوئلا*هوگو چاوز شد ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط