Part
Part : 212
ژانگ : فقط خفهشو
سوبین : ولم کصمغز جرت میدم ولم کنن
الکس : هعی هعی(ژانگو میکشه عقب)
ژانگ ؛ ولم کن عوضی به تو چه ربطی داره
الکس : هوی گوشت تلخ من هنوز با سوبینم و این یعنی اون ماله منه و هیچکس حق دست زدن به چیزایی که ماله منه رو نداره و اگه هم دست بزنه تاوان پس میده(بعد گفتن آخرین کلمه با مشت بهش حمله میکنه)
سوبین : الکس (داد میزنه)
الکس : سوبین دستتو بکش
سوبین : لطفا بسه(بغض*
الکس : حرومزاده شبیه کشاله مرغ میمونی
ژانگ : عوضی(یه مشت به صورت الکس میزنه )
سوبین : الکس هعی عوضی چیکار میکنی
ژانگ : بیا سوبین
سوبین : چیمیگی ولم کن
الکس ؛ ببین من تورو میکشم تیکه تیکت میکنم
(و به همین ترتیب الکسو ژانگ باهم دعوا میکنن)
سوبین : ب..بسه(آروم)
ی.ن.ر: هعی خانم حالتون خوبه
سوبین : ب..س(حرفشو کامل نکرده از حال میره)
ی.ن.ر: هعی خانمم بلندشو(داد میزنه)
الکس: سوبین (ژانگو ول میکنه)
ژانگ : آه لعنتی هعی چیشده
الکس :(سوبینو بلند میکنه و میبره بیمارستان )
ویو بیمارستان
الکس : حالش خوبه
دکتر : بیخیال پسر من چند بار بهتون گفتم این دختر مریضه باید درمان بشه علاوه بر هرچی بیشتر استرس بکشه وضعیت بدتر میشه
الکس : میدونم ولی
دکتر ؛ ولی نداره میخوای مثل مامانت بشه هوم؟ و راستی وقت زیادی برای مامانت نمونده پسر حواستو جمع کن بای بای
الکس ؛ آه ممنون
سوبین : چشامو باز کردم به اطراف نگا کردم آخرین بار تو بار بودم اما الان بیمارستانم
الکس : بیدارشدی
سوبین : صورتت
الکس : اوه چیزی نیست
سوبین : نه ببین گونت کبود شده لباتم پاره شده ببین چشمات خون افتاده(بغض)
الکس : سوبین نگران من نباش الان فقط خودت مهمی
سوبین : هنوز از دستم عصبی ای
الکس ؛ نه
سوبین ؛ ببخشید
الکس : نه نه تو چرا معذرت خواهی میکنی منم که باید بگم ببخشید سوبینم من واقعا حرفای بدی بهت زدم حتا با این دستای هلت دادم درواقع تو باید منو ببخشی سوبین میشه لطفا منو ببخشی(اشک تو چشماش جمع شده)
سوبین : ن..نه..اینجوری نگو بعدشم تو عصبی بودی درکت میکنم(الکسو بغل میکنه)
الکس : سوبینم لطفا هیچ وقت منو تنها نزار
سوبین ؛ اوهوم
ویو عمارت
ته : سوبین کجاست
لارا : چمدونم
کوک ؛ هیس گوشیم زنگ میخوره
کوک : بله بفرمائید
پ.ر.ت: جناب ما از بیمارستان جائه تماس میگیریم خانوم کیم سوبین اینجان و شماره شمارو تو گوشیش پیدا کردیم لطفا بیایین اینجا
کوک : ب..با..شه
هانی : کیه
ته
ژانگ : فقط خفهشو
سوبین : ولم کصمغز جرت میدم ولم کنن
الکس : هعی هعی(ژانگو میکشه عقب)
ژانگ ؛ ولم کن عوضی به تو چه ربطی داره
الکس : هوی گوشت تلخ من هنوز با سوبینم و این یعنی اون ماله منه و هیچکس حق دست زدن به چیزایی که ماله منه رو نداره و اگه هم دست بزنه تاوان پس میده(بعد گفتن آخرین کلمه با مشت بهش حمله میکنه)
سوبین : الکس (داد میزنه)
الکس : سوبین دستتو بکش
سوبین : لطفا بسه(بغض*
الکس : حرومزاده شبیه کشاله مرغ میمونی
ژانگ : عوضی(یه مشت به صورت الکس میزنه )
سوبین : الکس هعی عوضی چیکار میکنی
ژانگ : بیا سوبین
سوبین : چیمیگی ولم کن
الکس ؛ ببین من تورو میکشم تیکه تیکت میکنم
(و به همین ترتیب الکسو ژانگ باهم دعوا میکنن)
سوبین : ب..بسه(آروم)
ی.ن.ر: هعی خانم حالتون خوبه
سوبین : ب..س(حرفشو کامل نکرده از حال میره)
ی.ن.ر: هعی خانمم بلندشو(داد میزنه)
الکس: سوبین (ژانگو ول میکنه)
ژانگ : آه لعنتی هعی چیشده
الکس :(سوبینو بلند میکنه و میبره بیمارستان )
ویو بیمارستان
الکس : حالش خوبه
دکتر : بیخیال پسر من چند بار بهتون گفتم این دختر مریضه باید درمان بشه علاوه بر هرچی بیشتر استرس بکشه وضعیت بدتر میشه
الکس : میدونم ولی
دکتر ؛ ولی نداره میخوای مثل مامانت بشه هوم؟ و راستی وقت زیادی برای مامانت نمونده پسر حواستو جمع کن بای بای
الکس ؛ آه ممنون
سوبین : چشامو باز کردم به اطراف نگا کردم آخرین بار تو بار بودم اما الان بیمارستانم
الکس : بیدارشدی
سوبین : صورتت
الکس : اوه چیزی نیست
سوبین : نه ببین گونت کبود شده لباتم پاره شده ببین چشمات خون افتاده(بغض)
الکس : سوبین نگران من نباش الان فقط خودت مهمی
سوبین : هنوز از دستم عصبی ای
الکس ؛ نه
سوبین ؛ ببخشید
الکس : نه نه تو چرا معذرت خواهی میکنی منم که باید بگم ببخشید سوبینم من واقعا حرفای بدی بهت زدم حتا با این دستای هلت دادم درواقع تو باید منو ببخشی سوبین میشه لطفا منو ببخشی(اشک تو چشماش جمع شده)
سوبین : ن..نه..اینجوری نگو بعدشم تو عصبی بودی درکت میکنم(الکسو بغل میکنه)
الکس : سوبینم لطفا هیچ وقت منو تنها نزار
سوبین ؛ اوهوم
ویو عمارت
ته : سوبین کجاست
لارا : چمدونم
کوک ؛ هیس گوشیم زنگ میخوره
کوک : بله بفرمائید
پ.ر.ت: جناب ما از بیمارستان جائه تماس میگیریم خانوم کیم سوبین اینجان و شماره شمارو تو گوشیش پیدا کردیم لطفا بیایین اینجا
کوک : ب..با..شه
هانی : کیه
ته
- ۲.۹k
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط