{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part: 213
ته : چت شد
کوک : س..سو...بین
لارا ؛ خبببب
کوک : بیمارستانه
هانی : لعنتی باید بریم پاشین
ته : هوفف کجا
کوک : ب..بهتون..میگم
لارا : پس بریم
ویو بیمارستان
ته : با عجله رفتیم داخل که الکسو دیدم جلوی در اتاقی سوبین وایستاده بود
کوک : حرومزاده رو نگا
هانی : عهه پس الکسم اینجاست بیایید بریم
لارا : ته لطفا آروم باش کاری نکن
ته : حتما(بدو بدو میره سمت الکس و میزنتش)
لارا : تههه(بلند)
ته : حرومزاده با سوبین چیکار کردی
الکس : ولم کن حرومزاده
کوک: ته ولش کن
الکس ؛ هع کیم تهیونگ فعک میکنی کار منه؟؟
کوک : چیمیگی
الکس : واقعا نمیدونم چجور برادری هستین شما
ته : عاره دیگه اگه داداش بودیم نمیذاشتیم سوبین باهات بپره
الکس : پوففف پسر واقعا که
کوک ؛ چی میدونی ها
الکس : شما مثلا سوبینو آوردین تو شرکت خودتون که امنیت داشته باشه ولی نداره اون ژانگ حرومی به سوبین چشم داره امروز تو بار داشت به زور به زور میبوسیدش
لارا : چی ژانگ نه نه غیر ممکنه اون همچین آدمی نیست
الکس : خیلی چیزای غیر ممکن وجود داره لارا
کوک : دهنتو ببند
پ.ر.ت : ببخشید یکم یواش تر بیمارا خوابن آه خانم سوبینم تازه بیدار شدن
ته : برو کنا سوبیننن
سوبین ؛ ش...شما
کوک : آه دختر سکته کردیم
سوبین : م..من...معذرت..میخوام
لارا : عووو چه معذرتی
هانی : نگاش کن شبیه گچ شده
سوبین : عاااااا
الکس : ببخشید مزاحم لحظات خوانوادگی تون میشما
سوبین ؛ الکس(با ذوق)
الکس : سوبینم (میخواست برع سمتش که تهیونگ گرفتش)
الکس : چیکار میکنی
ته : من حتا اجازه ندادم بیای تو پس حدتو بدون همینجا بتمرگ
پ.ر.ت : ببخشید ولی یه نفرم میخواد خانمو ببینه
ته : کیه
مادام ؛ منم پسرجون
الکس : مامان
مادام : تا شنیدم چی شده اومدم دخترم حالت خوبه
سوبین : اوهوم کاملا سالمم
هانی : مشخصه
مادام : چرا شروع به درمان نمیکنین ها
سوبین : خودم نخواستم
مادام : خودت غلط کردی
سوبین : آخه
مادام : آخه چی دخترجون ها
دیدگاه ها (۰)

Part:214لارا : نه سوبین مادام راست میگه سوبین : ولیهانی : ول...

Part:216کوک : ولی باید خیلییی اذیتش کنیمسوبین : درباره چی حر...

Part : 212ژانگ : فقط خفهشوسوبین : ولم کصمغز جرت میدم ولم کنن...

Part : 211لارا : اوهوم کوک : هعی هعی من کاملا جدیم لارا : وا...

آبنبات تلخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط