for me
part: 19
همه راهیه خونه هاشون شدن و منم ناچار رفتم تو ماشین شوگا
-:دست فرمونت خوبه
+:بله
و چشم غره ای نثارش کردم
-:الان برای چی چشم غره رفتی دقیقن؟
+:ممکنه بخاطر شرط مزخرفت باشه؟
-: چی میگفتم خب؟ خوبه دیگه
+:عالیه
-: انتظار داشتی مثل فیلما میگفتم ببوسم یا بیا بامن باش؟
نفسم رو صدا دار بیرون دادم و بیرون رو نگاه کردم
+:گوشیتو بده
-:برایه؟
+:بده دیگهه(یکم بلند)
-:بیا
گوشیش رو گرفتم و شماره خودمو ذخیره کردم و یه تَک به خودم انداختم تا شمارش برام بیوفته
+:باهم هماهنگ میکنیم
-:اوکیه، رسیدیم
وسایلم رو داشتم مرتب میکردم و داشتم پیاده میشدم همزمان گفتم
+:شب خوش مستر مین
-:شب خوش لیدیه سفید کمر باریک(چشمک و نیشخند)
+:کمر منو از کجا دیدی
-:موقع رقص تاچش کردم (لمسش کردم)
+:من*حرف بدبخت( همزمان با کیف کوبید تو سرش)
از ماشین پیاده شدم و در ماشین رو محکم با شدت بستم و داشتم میرفتم که یه نگاه به چهره اخمو شوگا کردم
طوری که متوجه بشه گفتم
+:چی شد دردت اومد؟( پوزخند)
دیگه بهش فرصت جواب دادن ندادم و به سمت خونه راهی شدم
هنوز مامان بابا برنگشته بودن و جونگکوک هم رفته بود لوسی رو برسونه
با بی حالیه تمام رفتم یه دوش سریع گرفتم و روتین بعد حموم رو انجام دادم و خودمو ولو کردم رو تخت و مشغول فکر کردن به این شدم که قراره کجا بریم ویلا و یواش یواش غرق خواب شدم
همه راهیه خونه هاشون شدن و منم ناچار رفتم تو ماشین شوگا
-:دست فرمونت خوبه
+:بله
و چشم غره ای نثارش کردم
-:الان برای چی چشم غره رفتی دقیقن؟
+:ممکنه بخاطر شرط مزخرفت باشه؟
-: چی میگفتم خب؟ خوبه دیگه
+:عالیه
-: انتظار داشتی مثل فیلما میگفتم ببوسم یا بیا بامن باش؟
نفسم رو صدا دار بیرون دادم و بیرون رو نگاه کردم
+:گوشیتو بده
-:برایه؟
+:بده دیگهه(یکم بلند)
-:بیا
گوشیش رو گرفتم و شماره خودمو ذخیره کردم و یه تَک به خودم انداختم تا شمارش برام بیوفته
+:باهم هماهنگ میکنیم
-:اوکیه، رسیدیم
وسایلم رو داشتم مرتب میکردم و داشتم پیاده میشدم همزمان گفتم
+:شب خوش مستر مین
-:شب خوش لیدیه سفید کمر باریک(چشمک و نیشخند)
+:کمر منو از کجا دیدی
-:موقع رقص تاچش کردم (لمسش کردم)
+:من*حرف بدبخت( همزمان با کیف کوبید تو سرش)
از ماشین پیاده شدم و در ماشین رو محکم با شدت بستم و داشتم میرفتم که یه نگاه به چهره اخمو شوگا کردم
طوری که متوجه بشه گفتم
+:چی شد دردت اومد؟( پوزخند)
دیگه بهش فرصت جواب دادن ندادم و به سمت خونه راهی شدم
هنوز مامان بابا برنگشته بودن و جونگکوک هم رفته بود لوسی رو برسونه
با بی حالیه تمام رفتم یه دوش سریع گرفتم و روتین بعد حموم رو انجام دادم و خودمو ولو کردم رو تخت و مشغول فکر کردن به این شدم که قراره کجا بریم ویلا و یواش یواش غرق خواب شدم
- ۷.۴k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط