{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستیاجباری

#دوستی_اجباری
#پارت_۴
ولی یهو ...
(جونگکوک ) : کجا با این عجله ؟ ( نیشخند )
جیمین از اون دو تا خیلی میترسید ؛ چون اون دوتا قلدر های مدرسه بودن . هر کی که باهاشون بدرفتاری میکرد رو کاری میکردن که تا آخر عمرش ، آرامش نداشته باشه .
جیمینم روز اول به یونگی خورده بود و باعث شده بود دفتر مورد علاقش از دستش توی گِل بیوفته و خراب بشه ؛ ولی جیمین براش جبران کرد و دو تا دفتر اونشکلی خرید ... اما بازم ...
یهو یونگی یقه ی جیمین رو گرفت و پرتش کرد زمین ؛ شروع کرد به زدنش ...
( یونگی ) : چقدر دلم برای زدنت تنگ شده بود . ( خنده )
یهو یکی از پشت لباس یونگی رو گرفت و کشید . پرتش کرد زمین .
( یونگی ) : چه غلطی دا-.....
ولی با ۱حنه ای که دید جاخورد و حرفش نصفه موند .
( تهیونگ ) : از جیمین عذرخواهی کن عوضی ( با داد )
( یونگی ) : تو دیگه کدوم خری هستی ؟
( تهیونگ ) : من دوست جیمین ... کیم تهیونگم .
( جونگکوک ) : هه تهیونگ که میگن تویی ؟ تو که خیلی-.....
( تهیونگ ) : دهنتو ببند .
( جونگکوک ) : بچه پررو .
و توپ بسکتبالی رو که دستش بود با شتاب به سمت تهیونگ پرت کرد ؛ ولی تهیونگ توپ رو گرفت . اون سه تا ( جیمین ، جونگکوک ، یونگی ) تعجب کرده بودن که تهیونگ چجوری اینکارو کرد .
وقتی تهیونگ توپ رو گرفت ، اون رو با شتابی بیشتر به سمت جونگکوک پرتاب کرد ؛ و متاسفانه توم دقیقا به صورت جونگکوک برخورد کرد . جونگکوک زمین خورد و از دماغش خون اومد . خیلی اعصبانی شد .
یونگی مشتش رو محکم کرد و خواست به صورت تهیونگ بزنه ؛ ولی یهو یه نفر جلوی دست یونگی رو گرفت . جین بود .
( جین ) : دستتو به دانش آموز من نزن لعنتی .
و دست یونگی رو پرت کرد .
یهو یه دستی شونه ی جین رو لمس کرد .
( نامجون ) : حد خودتو بدون سوکجین .
همه درگیر دعوا بودن که یهو یه نفر کپسول اتش نشانی رو خالی کرد . سالن سفید شد . جیمین حالش خوب نبود . پاش درد میکرد و نمیتونست روی اون وایسه . که یکهو همون کسی که کپسول آتش نشانی رو خالی کرده بود ، جیمین رو با خودش برد .
( جیمین ) : تهیونگ کمککککک !!! ( با داد )
تهیونگ متوجه شد و به دنبال جیمین و اون فرد رفت . اون فرد جیمین رو کول کرده بود و وقتی از سالن خارج شدن گذاشتش زمین ...
( پسره ) : حالت خوبه ؟
( جیمین ) : ت-... تو کی هستی ؟ ( با ترس )
یهو تهیونگ اومد و پسره رو پرت کرد زمین . یک چوب پیدا کرد . اون رو نصف کرد تا تیز بشه و رو به جیمین کرد .
( تهیونگ ) : فرار کن .
جیمین بلند شد و تهیونگ خواست چوبه رو به پسره بزنه . پسره دستش رو جلوی صورتش گرفت و گفت ...
( پسره ) نه ... نه ... صبر کن .. یه لحظه ( با ترس و داد )
تهیونگ کارش رو متوقف کرد . پسره ماسکی که به صورتش زده بود تا بقیه نشناسنش رو در اورد .
( جیمین ) : ت-... تو .... تو ، تو کلاس مایی ... درسته ؟
( تهیونگ ) : ....



چطوره ؟ خب خب به مناسبت تولد شوگا نانازمون امروز سه تا پارت میزازم یعنی یه پارت دیگه هم داریم 😃😆💜
حمایت کن تا خستگیم دراد 🥺🙏
#بی_تی_اس #بنگتن #نامجون #آر_ام #جین #یونگی #شوگا #هوسوک #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #وی #جونگکوک #کوکی #آرمی #بلک_پینک #جنی #لیسا #رزی #جیسو #بلینک #انهایپن #نیکی #جی #جیک #سونگهون #جونگوون #هیسونگ #سونو #انجین #کیپاپ #هیپ_هاپ #موسیقی
دیدگاه ها (۱۲)

#دوستی_اجباری #پارت_۵( تهیونگ ) : میشناسیش ؟( جیمین ) : فک ک...

وای جر خوردم 🤣🤣🤣#بی_تی_اس #بنگتن #نامجون #آر_ام #جین #یونگی ...

یونگی ، پیشی کوچولوی همه ارمی ها ... تولدت هزاران بار مبارک ...

واتافاخ 😂🤣#بی_تی_اس #بنگتن #نامجون #آر_ام #جین #یونگی #شوگا ...

#دوستی_اجباری#پارت_۸ولی یهو دید جین داره توی حیاط قدم میزنه ...

بی تی اس راه رو هموار کرد#نامجون#جین#یونگی#جیهوپ#جیمین#تهیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط