دورهمی تاریک / dark gathering 🎴🎭
دورهمی تاریک / dark gathering 🎴🎭
🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁
سانزو رو به روی آرام زانو زد ولی یهو سرش رو گذاشت رو پای آرام ، ارام از این حرکت شوکه شد ، سانزو خودش از حرکت خودش تعجب کرده بود ولی وقتی دید هیچ جن و ارواحی کاری باهاش نکرده آروم شد .
آرام یکم خجالت : چیکار میکنی؟
سانزو :...هیچی
آرام ناخودآگاه سر سانزو رو ناز کرد و گفت : نگران نباش ....تا زمانی که به ارواح چیزی نگفتم با کسی کاری ندارن ....مخصوصا تو
سانزو اروم شد و سرش رو بلند کرد و به آرام چند ثانیه خیره موند و گفت : چرا...وقتی بل...باهات خوب نیست....ارواح رو به جونش نمیندازی؟
آرام مکث کرد و گفت : میخواستم...ولی دیدم اون هنوز ی بچه اس....و من....حوصله ندارم بچه ها رو تسخیر کنم...
سانزو : منظورت چیه ؟
ارام : فهمیدم که دختر مهربون و شجاعیه...ولی یکم هم لوسه...ولی جلوی بقیه نه...جلوی داداش هاش خیلی لوس و مظلوم میشه....ولی جلوی بقیه مثل رعیس ها میشه....ارواح و جن ها هم...از کسی که...ترسو باشه تغذیه نمیکنن...چون بیشتر جن و ارواح .....عاشق مغز و ساقه مغزن
سانزو لرزید و گفت : تو....از کجا این ها رو میدونی!؟ حتی خودمم این ها رو نمیدونم
آرام : چون...خودم ی بار تجربه اش رو داشتم .
* فلش بک به ۵ سال پیش *
آرام تو اون سال خیلی دختر شاد و مهربونی بود ، تا اینکه یکی از افراد خانوادش اون رو تحقیر کرد
؟؟؟ : خیلی لوسی برو یکم مستقل شو بچه ننه!!
؟؟؟ : چی؟ میخوای جن گیر بشی؟! هههههههه این کار برای خرافاتی هاست
؟؟؟ : خیلی بچه ای
آرام این حرف ها رو خیلی میشنید و ی شب با یکی از ساتور هاش اومد یواشکی یکی از دوستاش که مسخره اش میکرد رو کشت ، اون شب دوستش روح شد ولی ارام هنوز ول کن نبود ، روح دوستش رو زندانی کرد و تبدیل شد به جن و دیگه وارد جهنم شد .
🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁
🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁
سانزو رو به روی آرام زانو زد ولی یهو سرش رو گذاشت رو پای آرام ، ارام از این حرکت شوکه شد ، سانزو خودش از حرکت خودش تعجب کرده بود ولی وقتی دید هیچ جن و ارواحی کاری باهاش نکرده آروم شد .
آرام یکم خجالت : چیکار میکنی؟
سانزو :...هیچی
آرام ناخودآگاه سر سانزو رو ناز کرد و گفت : نگران نباش ....تا زمانی که به ارواح چیزی نگفتم با کسی کاری ندارن ....مخصوصا تو
سانزو اروم شد و سرش رو بلند کرد و به آرام چند ثانیه خیره موند و گفت : چرا...وقتی بل...باهات خوب نیست....ارواح رو به جونش نمیندازی؟
آرام مکث کرد و گفت : میخواستم...ولی دیدم اون هنوز ی بچه اس....و من....حوصله ندارم بچه ها رو تسخیر کنم...
سانزو : منظورت چیه ؟
ارام : فهمیدم که دختر مهربون و شجاعیه...ولی یکم هم لوسه...ولی جلوی بقیه نه...جلوی داداش هاش خیلی لوس و مظلوم میشه....ولی جلوی بقیه مثل رعیس ها میشه....ارواح و جن ها هم...از کسی که...ترسو باشه تغذیه نمیکنن...چون بیشتر جن و ارواح .....عاشق مغز و ساقه مغزن
سانزو لرزید و گفت : تو....از کجا این ها رو میدونی!؟ حتی خودمم این ها رو نمیدونم
آرام : چون...خودم ی بار تجربه اش رو داشتم .
* فلش بک به ۵ سال پیش *
آرام تو اون سال خیلی دختر شاد و مهربونی بود ، تا اینکه یکی از افراد خانوادش اون رو تحقیر کرد
؟؟؟ : خیلی لوسی برو یکم مستقل شو بچه ننه!!
؟؟؟ : چی؟ میخوای جن گیر بشی؟! هههههههه این کار برای خرافاتی هاست
؟؟؟ : خیلی بچه ای
آرام این حرف ها رو خیلی میشنید و ی شب با یکی از ساتور هاش اومد یواشکی یکی از دوستاش که مسخره اش میکرد رو کشت ، اون شب دوستش روح شد ولی ارام هنوز ول کن نبود ، روح دوستش رو زندانی کرد و تبدیل شد به جن و دیگه وارد جهنم شد .
🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁
- ۱.۸k
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط