★Part 7★
★Part 7★
تهیونگ:حتما هست دیگه😑
ات:هعی باز خوبه اون دبه دوغ من همونم نیستم😔
تهیونگ:بابا فاز افسرده هارو در نیار پاشو لباس بپوش😑🗿
ات:لباس از کجامممم درارممممم
میسا:از تو کله ی منننننننن(خیلیم منطقی👍🤌)
ات:باشه🗿
میسا و ات رفتن توی اتاق تا میسا بهش لباس بده
میسا:این لباس خوبه
ات:نوچ ،من لباس مجلسی دوست ندارم
میسا:وااااا تو اولین دختری هستی که از لباس مجلسی خوشش نمیاد
ات:اخه خیلی بازن
میسا:خب چیکار کنم الان
ات:خب، دیگه چاره ای نیست همین یه شب و میپوشممممم(در و نفرین در و نفرین😄)
میسا :اوکی به نظرم این یکی بیشتر بهت میاد
ات:اوفففف، باشه(زهره مارررر✨)
داشتم لباس میپوشیدم که سر کله ی تهیونگ پیدا شد(زندگی عالییی مینوازهههه🗿)
ویو تهیونگ:داشت دیرمون میشد که خواستم برم به میسا و ات بگم بدویید دیرمون شده که ات لباس نداش (داداشای محترم لباس زیر داره هاااا🗿)بدنش ....(امش و یادم رفت😁) ساعتشنی بود و خوش فرم بود(یادم اومد😁) محوش شده بودم که یهویی با صدایی به خودم اومدم
ات:مرتیکههههه هیز نیومدی که سینماااااا(داد زدماااا🩴🩴)
میسا:اتتتتت چخبر......ه
اومدم نزدیک و درو بستم
تهیونگ:حتما هست دیگه😑
ات:هعی باز خوبه اون دبه دوغ من همونم نیستم😔
تهیونگ:بابا فاز افسرده هارو در نیار پاشو لباس بپوش😑🗿
ات:لباس از کجامممم درارممممم
میسا:از تو کله ی منننننننن(خیلیم منطقی👍🤌)
ات:باشه🗿
میسا و ات رفتن توی اتاق تا میسا بهش لباس بده
میسا:این لباس خوبه
ات:نوچ ،من لباس مجلسی دوست ندارم
میسا:وااااا تو اولین دختری هستی که از لباس مجلسی خوشش نمیاد
ات:اخه خیلی بازن
میسا:خب چیکار کنم الان
ات:خب، دیگه چاره ای نیست همین یه شب و میپوشممممم(در و نفرین در و نفرین😄)
میسا :اوکی به نظرم این یکی بیشتر بهت میاد
ات:اوفففف، باشه(زهره مارررر✨)
داشتم لباس میپوشیدم که سر کله ی تهیونگ پیدا شد(زندگی عالییی مینوازهههه🗿)
ویو تهیونگ:داشت دیرمون میشد که خواستم برم به میسا و ات بگم بدویید دیرمون شده که ات لباس نداش (داداشای محترم لباس زیر داره هاااا🗿)بدنش ....(امش و یادم رفت😁) ساعتشنی بود و خوش فرم بود(یادم اومد😁) محوش شده بودم که یهویی با صدایی به خودم اومدم
ات:مرتیکههههه هیز نیومدی که سینماااااا(داد زدماااا🩴🩴)
میسا:اتتتتت چخبر......ه
اومدم نزدیک و درو بستم
- ۱۱۲
- ۲۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط