{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب

چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب
حیف از آن دیده که آمادهٔ خوابست امشب

قمرا! پرده برافکن که ز شرم رخ تو
چهرهٔ ماه فلک زیر نقابست امشب
نور روی قمر و عکس می و پرتو شمع
چهره بگشاکه شب ترک حجابست امشب

با دل سوخته پروانه به شمعی می‌‎گفت
دادن بوسه به عشاق ثوابست امشب
چون بهار انده فردا مخور و باده بخور
که همین یک‌نفس از عمر حسابست امشب
دیدگاه ها (۶)

نرگس مردم فریبی داشت شبنم می فروختبا همان چشمی که می زد زخم ...

شده هرگز دلت مال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟نگاهت سخت دنبال ِ ک...

بس بی تاب آن زلف پریشانم، نمی دانم حبابم، موج سرگردان طوفانم...

« زندگی »کاش می شد که تو احساس رضایت بکنی زندگی راتوکم و...

چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب حیف از آن دیده که آمادهٔ ...

چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب حیف از آن دیده که آمادهٔ ...

چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب حیف از آن دیده که آمادهٔ ...

چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب حیف از آن دیده که آمادهٔ ...

چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب حیف از آن دیده که آمادهٔ ...

چشم ساقی چو من از باده خرابست امشبحیف از آن دیده که آمادهٔ خ...

چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب حیف از آن دیده که آمادهٔ ...

چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب ... حیف از آن دیده که آما...

چشم ساقی چو من ازباده خرابست امشبحیف از آندیده که آماده ی خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط