{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب

چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب
حیف از آن دیده که آمادهٔ خوابست امشب

قمرا! پرده برافکن که ز شرم رخ تو
چهرهٔ ماه فلک زیر نقابست امشب

نور روی قمر و عکس می و پرتو شمع
چهره بگشاکه شب ترک حجابست امشب

با دل سوخته پروانه به شمعی می‌‎گفت
دادن بوسه به عشاق ثوابست امشب

چون بهار اندوه فردا مخور و باده بخور
که همین یک‌نفس از عمر حسابست امشب
دیدگاه ها (۱)

امشب‌ بیا که‌ تشنه ی یک همنشینی‌ام‌دیگر امید نیست‌ که‌ فردا ...

باز میخواهم شب شیدائی و مهتاب رابا پیاله تا سحر،گل بوسه‌‌های...

دلبرادر هوس دیدن رویتدل من تاب نداردنگهم خواب نداردقلممگوشه ...

چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب حیف از آن دیده که آمادهٔ ...

چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب حیف از آن دیده که آمادهٔ ...

چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب حیف از آن دیده که آمادهٔ ...

چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب حیف از آن دیده که آمادهٔ ...

چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب حیف از آن دیده که آمادهٔ ...

چشم ساقی چو من از باده خرابست امشبحیف از آن دیده که آمادهٔ خ...

چشم ساقی چو من از باده خرابست امشبحیف از آن دیده که آمادهٔ خ...

چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب ... حیف از آن دیده که آما...

چشم ساقی چو من از باده خرابست امشبحیف از آن دیده که آمادهٔ خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط