{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸

𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸
من°تو°و°یک°نه
.🪄
.🔮
.🪄
پارت ۶:

صبح روز بعد، آت رسید کلاس، دید روی میزش یه فنجون قهوهی گرم با شیر هست، به اضافه یه کیک کوچیک. کنارش یه یادداشت بود:
«این رو باخت. ولی دفعهی بعد، خودم کد رو مینویسم، نه برنامهنویسا. - جیمین»

آت یادداشت رو خوند و گذاشت توی دفترچهاش. تهیونگ که از اونور کلاس نگاه میکرد، با خودش گفت:

· «جیمین؟ کاغذ نوشتی؟ واسه همون دختره؟»

جیمین که گوشهی کلاس نشسته بود، نگاهش رو دزدکی به آت انداخت و برگشت به موبایلش. جونگوک زد به شونهش:

· «جوون، تو که تا حالا به هیچکی اهمیت ندادی، این قضیه چیه؟»

جیمین با عصبانیت گفت:

· «بخاطر شرطه، نه چیز دیگه. ولش کن.»
دیدگاه ها (۰)

𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نه.🪄.🔮.🪄پارت ۷: استاد پارکر یه پر...

𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نه.🪄.🔮.🪄پارت ۵: صبح روز بعد، آت ا...

𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نهژانر: مدرسه ای،مافیای،عاشقانهتع...

𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نه.🪄.🔮.🪄پارت۲:فرداش، ساعت ۱۰ صبح،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط