{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو ثریای منی آمدنت شیرین است

تو ثریای منی آمدنت شیرین است
من نگویم که چرا آمده ای و دیر است

شهریارم که بسی خون جگرها خوردم
چه بگویم که قلم ناطق بی تزویر است


#شهریار
دیدگاه ها (۴۴)

#سجاده نشین باوقاری بودم ای بر پدر کرشمه هایت صلوات...#دوست_...

چه کسی بینِ درختان دلت گم شده است؟پشت سرسبزی بی حد تنتوسط خن...

باشٖ تا جان برود در طلب جانانم که به کاری به از این بازنیاید...

زِ عشقت بند بندِاین دل دیوانه می لرزد ...!خرابم می کنی اما ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط