ویو نویسنده
ویو نویسنده
دوهان تک خنده ای کرد و روبه بادیگاردای کنار در گفت
$ ببریدش و راحتش کنید
س.ن:ممنونم ارباب
$محکم توش بکوبید( نیشخند)
بادیگارد:چشم.
س.ن:نه ارباب لطفا غلط کردم
بادیگارد ها کشون کشون پسر و بیرون بردن
×م..میخوای چیکار کنی
اخم کرده سمت دختر برگشت
$شومون؟قوانین و یادت رفته؟وقته آپا میگه صحبت نکن یعنی تا وقتی خودش اجازه نده نباید چیزی بگی
×ازت بدم میادددد (گریه)
$تربیت دوبارت کار داره..
بشکنی زد که دهن دختر بسته شد
$ قراره کاری کنم که وقتی آپا میگه اجازه صحبت نداری جرعت نکنی حتی بلند نفس بکشی
خندید و از اتاق بیرون رفت و در و قفل کرد..از شومون کوچولوش مطمئن بود ولی از بادیگاردای عمارتش اصلا! رفت سمت اتاق VIP...اتاقی که ات اونجا بود..در و باز کرد و وارد شد دوربین گوشیشو رو پایه تنظیم کرد و رفت سمت پری بیچاره..
+ا..اه
$هرچی میخوای و به جئون بگو..بین خودمون میمونه عروس عزیزم (نیشخند)
دختر عاجز نالید نمیدونست چه مرگشه فقط میدونست وقتی بیدار شد به قدری تحریک شده بود که کم مونده بود خودشو دستمالی کنه..لباس خیلی بازی تنش بود و بال هاش کامل خوابیدع بودن
+م..میخوام..میخوامت
$هممم خوبه
لباساشو کند و باکسرش هم در آورد دیکش از قبل با کاندوم پوشیده شده بود..
اسمات نداریم خجالت میکشم بنویسم تو کامنتا شکایت راجب این قضیه ببینم بلاک
کامنت خوب نبینم نمیزارم پرنسسا
دوهان تک خنده ای کرد و روبه بادیگاردای کنار در گفت
$ ببریدش و راحتش کنید
س.ن:ممنونم ارباب
$محکم توش بکوبید( نیشخند)
بادیگارد:چشم.
س.ن:نه ارباب لطفا غلط کردم
بادیگارد ها کشون کشون پسر و بیرون بردن
×م..میخوای چیکار کنی
اخم کرده سمت دختر برگشت
$شومون؟قوانین و یادت رفته؟وقته آپا میگه صحبت نکن یعنی تا وقتی خودش اجازه نده نباید چیزی بگی
×ازت بدم میادددد (گریه)
$تربیت دوبارت کار داره..
بشکنی زد که دهن دختر بسته شد
$ قراره کاری کنم که وقتی آپا میگه اجازه صحبت نداری جرعت نکنی حتی بلند نفس بکشی
خندید و از اتاق بیرون رفت و در و قفل کرد..از شومون کوچولوش مطمئن بود ولی از بادیگاردای عمارتش اصلا! رفت سمت اتاق VIP...اتاقی که ات اونجا بود..در و باز کرد و وارد شد دوربین گوشیشو رو پایه تنظیم کرد و رفت سمت پری بیچاره..
+ا..اه
$هرچی میخوای و به جئون بگو..بین خودمون میمونه عروس عزیزم (نیشخند)
دختر عاجز نالید نمیدونست چه مرگشه فقط میدونست وقتی بیدار شد به قدری تحریک شده بود که کم مونده بود خودشو دستمالی کنه..لباس خیلی بازی تنش بود و بال هاش کامل خوابیدع بودن
+م..میخوام..میخوامت
$هممم خوبه
لباساشو کند و باکسرش هم در آورد دیکش از قبل با کاندوم پوشیده شده بود..
اسمات نداریم خجالت میکشم بنویسم تو کامنتا شکایت راجب این قضیه ببینم بلاک
کامنت خوب نبینم نمیزارم پرنسسا
- ۱.۸k
- ۱۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط