ویو نویسنده
ویو نویسنده
وقتی از سفت شدن زنجیر ها دور مچ های ظریف دختر مطمئن شد به بادیگارد اشاره کرد که بیرون بره
$شومونی اون روز حس کردم که تو عمارتی..کوکو خیلی احمقه
×لطفا تمومش کن. چرا انقدر عذابمون میدی؟زندگیمو از ۴ سالگی جهنم کردی و زندگی جونگکوک و از ۵ سالگی...چرا؟چرا پس پسر خودت تو ناز و نعمت بزرگ شد بعد جونگکوک..
$چیمی مهره مار داشت...زیبا بود و نمیخواستم به خطر بندازمش..کوکو رو پیدا کردم و با پدرتون یه قرداد بستم.. اون انقدر احمق بود که منظور قرارداد و نفهمید و باعث شد کلی پول از دست بده و مجبور شه کوکو و بده به من. تورو که دیدم فکر کردم اگه مامان و بابای بدرد نخورتونو بکشم میتونم تو رو هم داشته باشم به عنوان دخترم..اوما عاشقت شده بود ولی کوکو وقتی بزرگ شد شومون کوچولوم که تازه یاد گرفته بود دختر خوبی باشه و ازم دزدید و الکی گفت که شومون مرده..آپا خیلی از دست کوکو و شومون ناراحته..باید تنبیهشون کنه
×بس کن (عصبی)تو جزو پولدار ترین خوناشامه غرب نه! پولدار ترین تو کل دنیا بودی من..(بغض)من میدیدم که چجوری جونگکوک و گشنه نگه میداشتی و فقط یه وعده بهش غذا میدادی..ولی جیمین؟ نگاه های جونگکوک و از دور دنبال میکردم و میرسید به استیکی که جیمین با ولع میخورد..ولی منه احمق کلی بخاطر اینکه این رفتار و داره تحقیرش کردم..(بغضش ترکید) اره همین چند ساعت پیش ازش کتک خوردم..ولی اگه تو نبودی زندگیمون خراب نمیشدددد خیلی اشغالییییی
مرد خندید و با جدیت تمام ولی همچنان تمسخر گفت
$شومون اجازه صحبت نداره.
جیسو ساکت شد ات پری که با شنیدن نیمی از گذشته جونگکوک بغضش ترکیده بود دوهان (جئون) به دختر نگاه کرد رفت سمتش و کنار تخت دو زانو نشست گردن پری بیچاره رو گرفت و دندونشو محکم و بدون رحم وارد گردنش کرد اشکای دختر تند تند میریختن دوهان محکم مک میزد و جیسو با بغض به صحنه کنارش نگاه میکرد
وقتی اون تیکه گردن دختر به کبودی میزد دندونشو در آورد
$چقدر شیرینی اومممممم خوشمزست. اصلا نمیشه ازش دل کند
سراغ نقطه دیگه از گردنش و دندونشو وارد کرد و بعد چند مک سیر شده دندونشو بیرون آورد دهن دختر با بشکن دوهان باز شد
+ج..جونگکوک مطمئنم.. مطمئنم انتقام میگیره ازت
مرد بلند خندید
$منظورت کوکوییه که وقتی اسمم میاد میلرزه؟اگه منظورت اونه که از اینجا میبرتت و زندگیت و جهنم میکنه...
+ن..نه جونگکوک اگه بهم نزدیک بشه میمیره ل..لطفا اینکارو نکن اون طلسم مهار نشدنیه ا.-
$فکر نمیکردم انقدر احمق باشی..
قرصی از جیبش بیرون اورد و تو دهن دختر چپوند و آب و از کنار تخت برداشت و تو دهنش گذاشت بعد اینکه مطمئن شد ات قرص و قورت داده آب و کنار کشید و گوشه ای انداخت
+ا..اون چی بود
$بزودی میفهمی...حس عجیبی نداری عروس عزیزم؟
طلسمی که برا جونگکوکه مهار نشدنیه.. چجوری قرارع به ات نزدیک بشه؟چرا جئون به ات گفت احمق؟
جواب همه اینا تو پارتی هست که جونگکوک قرداد و امضا میکنه برید دوباره پیداش کنید و بخونیدش و نظرتونو تو کامنتا بگید
وقتی از سفت شدن زنجیر ها دور مچ های ظریف دختر مطمئن شد به بادیگارد اشاره کرد که بیرون بره
$شومونی اون روز حس کردم که تو عمارتی..کوکو خیلی احمقه
×لطفا تمومش کن. چرا انقدر عذابمون میدی؟زندگیمو از ۴ سالگی جهنم کردی و زندگی جونگکوک و از ۵ سالگی...چرا؟چرا پس پسر خودت تو ناز و نعمت بزرگ شد بعد جونگکوک..
$چیمی مهره مار داشت...زیبا بود و نمیخواستم به خطر بندازمش..کوکو رو پیدا کردم و با پدرتون یه قرداد بستم.. اون انقدر احمق بود که منظور قرارداد و نفهمید و باعث شد کلی پول از دست بده و مجبور شه کوکو و بده به من. تورو که دیدم فکر کردم اگه مامان و بابای بدرد نخورتونو بکشم میتونم تو رو هم داشته باشم به عنوان دخترم..اوما عاشقت شده بود ولی کوکو وقتی بزرگ شد شومون کوچولوم که تازه یاد گرفته بود دختر خوبی باشه و ازم دزدید و الکی گفت که شومون مرده..آپا خیلی از دست کوکو و شومون ناراحته..باید تنبیهشون کنه
×بس کن (عصبی)تو جزو پولدار ترین خوناشامه غرب نه! پولدار ترین تو کل دنیا بودی من..(بغض)من میدیدم که چجوری جونگکوک و گشنه نگه میداشتی و فقط یه وعده بهش غذا میدادی..ولی جیمین؟ نگاه های جونگکوک و از دور دنبال میکردم و میرسید به استیکی که جیمین با ولع میخورد..ولی منه احمق کلی بخاطر اینکه این رفتار و داره تحقیرش کردم..(بغضش ترکید) اره همین چند ساعت پیش ازش کتک خوردم..ولی اگه تو نبودی زندگیمون خراب نمیشدددد خیلی اشغالییییی
مرد خندید و با جدیت تمام ولی همچنان تمسخر گفت
$شومون اجازه صحبت نداره.
جیسو ساکت شد ات پری که با شنیدن نیمی از گذشته جونگکوک بغضش ترکیده بود دوهان (جئون) به دختر نگاه کرد رفت سمتش و کنار تخت دو زانو نشست گردن پری بیچاره رو گرفت و دندونشو محکم و بدون رحم وارد گردنش کرد اشکای دختر تند تند میریختن دوهان محکم مک میزد و جیسو با بغض به صحنه کنارش نگاه میکرد
وقتی اون تیکه گردن دختر به کبودی میزد دندونشو در آورد
$چقدر شیرینی اومممممم خوشمزست. اصلا نمیشه ازش دل کند
سراغ نقطه دیگه از گردنش و دندونشو وارد کرد و بعد چند مک سیر شده دندونشو بیرون آورد دهن دختر با بشکن دوهان باز شد
+ج..جونگکوک مطمئنم.. مطمئنم انتقام میگیره ازت
مرد بلند خندید
$منظورت کوکوییه که وقتی اسمم میاد میلرزه؟اگه منظورت اونه که از اینجا میبرتت و زندگیت و جهنم میکنه...
+ن..نه جونگکوک اگه بهم نزدیک بشه میمیره ل..لطفا اینکارو نکن اون طلسم مهار نشدنیه ا.-
$فکر نمیکردم انقدر احمق باشی..
قرصی از جیبش بیرون اورد و تو دهن دختر چپوند و آب و از کنار تخت برداشت و تو دهنش گذاشت بعد اینکه مطمئن شد ات قرص و قورت داده آب و کنار کشید و گوشه ای انداخت
+ا..اون چی بود
$بزودی میفهمی...حس عجیبی نداری عروس عزیزم؟
طلسمی که برا جونگکوکه مهار نشدنیه.. چجوری قرارع به ات نزدیک بشه؟چرا جئون به ات گفت احمق؟
جواب همه اینا تو پارتی هست که جونگکوک قرداد و امضا میکنه برید دوباره پیداش کنید و بخونیدش و نظرتونو تو کامنتا بگید
- ۴۴۸
- ۱۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط