{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا ای جان بیا ای جان بیا فریاد رس ما را

بیا ای جان بیا ای جان بیا فریاد رس ما را
چو ما را یک نفس باشد نباشی یک نفس ما را

ز عشقت گرچه با دردیم و در هجرانت اندر غم
وز عشق تو نه بس باشد ز هجران تو بس ما را

کم از یک دم زدن ما را اگر در دیده خواب آید
غم عشقت بجنباند به گوش اندر جرس ما را

لبت چون چشمهٔ نوش است و ما اندر هوس مانده
که بر وصل لبت یک روز باشد دسترس ما را

به آب چشمهٔ حیوان حیاتی انوری را ده
که اندر آتش عشقت بکشتی زین هوس ما را


انوری
دیدگاه ها (۴)

دل فدای چشم نازت ای خدای معرفتجان فدای خاک پایت ای مرام معرف...

عاشقماهل همینڪوچه‌ے بن‌بست ڪـنارے،ڪہ تو ازپنجره‌اش پاے به قل...

چشم مستت از غزل دیوانه می سازد مرامستیت در شاعری ...

جای یک چیز را در زندگیت عوض کنتا زندگیت زیبا شود!بجای ترس از...

ای آتش سودای تو دود از جهان انگیختهصد سیل خونین عشق تو از چش...

✔️پس از شهادت جانگداز و غم وصف‌ناشدنیِ فقدان امام سیدعلی خام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط