{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه سال پیش خواستم زن بگیرم

یه سال پیش خواستم زن بگیرم

بعد چند روز خالم زنگید گفت :













اول میای خاستگاری دخرخالت جواب منفی میگیری
بعد هر قبرستونی خواستی برو!
دیدگاه ها (۲)

یه درد مشترک که ما دهه شصتیا داریم اینه کهلگن و چارپایه حموم...

بابا؟جانم!اولین حرفی که به مامان زدی چی بود؟؟؟لایک آبجی

طرف اسم اکانتشُ گذاشته “بنفشه تنهای تنها”.....به نظرم اگه اس...

امروز رفتم بیمارستان بخیه های پامو بکشم . .اسم بخیه که اوردم...

وقتی میری بار و بهشون نمیگی....نامجون:(چند بار به گوشیت زنگ ...

رومان روز برفی (پارت 2 )از زبان اتامروزم مثل روزایہ دیگہ رفت...

درسا.. مثل اینکه رفیقی که 8 سال باهاش رفیق بوده فوت شده... س...

امروز روز تولد کسیه که بودنش برای خیلی‌ها یه دلیل برای لبخند...

استی: لینو، اگه یه روز دوباره به اسپانیا اومدی، حتماً پودینگ...

پارت دولونا: نه به خدا یونگی: هوففف فامیل چی فامیلی اینجا دا...

رمان دخت من

خیانت ته ته پارت ۱ درخواستی

bts

spy x love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط