{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پس از من

پس از من
چای می نوشی
ولی ....
با طعم پاییزی که اندوهش
گلویت را
به نام عشق می بوسد

به یادم اشک می ریزی
کنار شعرِ انبوهی
که بی من آبرو دارد

مراباچای می نوشی ...
مرا با طعمِ پاییزی ....
کنارِ شعرِ انبوهی .......
که بی من آبرو دارد ...
دیدگاه ها (۲)

#چالش-کوردیش-فایل-لباس-محلی

دلم یک عشق میخواهد به جنس نم نم بارانکه بگریزم از این تنها...

یه قانونی هست که میگه تا قبل از اینکه پرواز کنی...هرچقدر خوا...

"ما با هم دو استکان چای نوشیدیم"و این جمله شعر نیست،استکان د...

پاییز دستم را می گیرد و مرا به باغ های انار می بردانارها را ...

موسیقی

می بیند و می فهمد و انگار نه انگارصیدیم، رها گشته و در بند گ...

داشت می‌رفت خم شد و #بوسید#طفل خود را که گرم #بازی بودو کلاه...

طبیعت

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط