{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

😕 روز میلاد من است آمده‌ام دست کشم

😕 روز میلاد من است آمده‌ام دست کشم
به سر و گوشِ عرق کرده‌ی دنیای خودم
قول دادم که در این شعر فقط من باشم
تا خودم با همه خود باشم و تنهای خودم
ردِ انگشتِ تو بر سینه‌ی سیب است هنوز
من غلط کرده و مغضوبِ خداوند شدم
بعد از آن هم که تو با سنگ زدی شیشه شکست
من خریدارِ تن و جای کمربند شدم
__#شک نکن بی‌من از این ورطه گذر خواهی کرد__
به نشانی که نماند از بدنم فکر نکن
من که از منطق و دستورِ حقیقت گفتم
به مضامینِ مَجازیِ تنم فکر نکن
باز با این همه هروقت غمی شِیهه کشید
من همین نبشِ چنار و چمنم،فکر نکن
#قول_دادم_که_در_اندیشه‌ی_خود_حبس_شوم
#((دل به بالا و بلندای خیالی ندهم
دوست دارم که خودم پشت خودم باشم و بس))#
به تنِ هیچ عقابی پَر و بالی ندهم
تو که رفتی پیِ تاب و طپش رود، برو
به قدم‌های اسیرِ لجنم فکر نکن
#من به دستان خودم گورِ خودم را کندم#
به پذیرایی و دفن و کفنم فکر نکن
من محالم،تو به ممکن شدنم فکر نکن
و به آلودگیِ پیرهنم فکر نکن. . .
گرچه رو زخمی‌ام و دست‌کج و تند زبان
به سر و صورت و دست و دهنم فکر نکن
تو که از منزلِ منقل تبر آوردی باز
هی به آیا بزنم یا نزنم فکر نکن . . .

#علیرضا_آذر
دیدگاه ها (۱۱)

پارت ۳

رمان تهیونگ

KIM V

دامبلدور:(( خب ما نمیتونیم کاری کنیم حق با ا.ت بوده.))زن موه...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و p25ویو هیونجین اه ات چرا ن...

روباه کوچولوی من پارت بیست ꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای مثل وح...

صدای شلیک

`` قشنگ ترین اشتباه ``chaoter : ²part : ⁵_ «ا.ت؟»+ «بله؟»_ «...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط