این درس خوبی است چون به نظرمن اون عشق وعلاقه ی که شماازان
این درس خوبی است چون به نظرمن اون عشق وعلاقه ی که شماازان حرف میزنید فقط درپولتان خلاصه شده.مابه قول شماهادهاتیهاهیچ وقت سنت.و رسوم خودرازیرپا نمگذاریم وبرای ان احترام قایل میشیم .دراینجا چه پولدارچه فقیر همه خودرایکسان میدانندوپولشان رابه همراه محبت تقسیم میکنندچیزی که شماازان بی بهر اید.مردمان اینجاتازه به دوران رسیده نیستندوهیچ گاه درهیچ موقعیتی رنگ عوض نمیکنندوخودرافراموش نمیکنند خوشحال باشید خانم رضایی چون نه من به برادرشماعلاقه دارم ونه طالب زندگی زناشویی هستم.نبوغ برادرتان رابه رخ انهایی بکشید که مشتاق شنیدنش هستندنه برای ادم های مثل ما که سادگی رابیشترمی پسندنداین راهم ازمن بشنوید که نازونعمت نابغه ساز نیستند.بلکه رنج ها وسختی ها نابغه سازند.حال هم ببخشید هرچنددلم نمیخواست شروع اشنایی من باخانواده ی اقای رضایی این چنین باشد.
سریغ بلندشدم وخودم راازان فضای خفقان به بیرون رساندم .به خاطرعرقی که تمام بدنم راپوشانده بود همین که پابه حیاط گذاشتم احساس سرمای شدیدی کردم برای همین خودم رابه اتاقم رساندم ودررامحکم بستم.
گلویم بدجورمی سوخت وضربان قلبم شدت یافته بوداحساس ترس وهیجان به سراغم امده بودترس ازرویاروی باپدرومادرم.حالا چه فکری درباره ی من میکنندحتما لقب گستاخ چون طوقی به گردنم می اویزن.
ندام چشمم به در بود ولی برخلاف انتظارم نه دری باز شد ونه صدای فزیاد گونه کسی به هوارفت .خجالت میکشیدم نزد پدرومادرم برم.می دانستم انهاراشرمنده کرده م البته این نظر خودن نبودبلکه انها این فکر را میکردند.
شاید اگران همه ملایمت به خرج نمیدادند انهابه خودجرات حرف زدن ان هم اینچنین باوقاحت...
سریغ بلندشدم وخودم راازان فضای خفقان به بیرون رساندم .به خاطرعرقی که تمام بدنم راپوشانده بود همین که پابه حیاط گذاشتم احساس سرمای شدیدی کردم برای همین خودم رابه اتاقم رساندم ودررامحکم بستم.
گلویم بدجورمی سوخت وضربان قلبم شدت یافته بوداحساس ترس وهیجان به سراغم امده بودترس ازرویاروی باپدرومادرم.حالا چه فکری درباره ی من میکنندحتما لقب گستاخ چون طوقی به گردنم می اویزن.
ندام چشمم به در بود ولی برخلاف انتظارم نه دری باز شد ونه صدای فزیاد گونه کسی به هوارفت .خجالت میکشیدم نزد پدرومادرم برم.می دانستم انهاراشرمنده کرده م البته این نظر خودن نبودبلکه انها این فکر را میکردند.
شاید اگران همه ملایمت به خرج نمیدادند انهابه خودجرات حرف زدن ان هم اینچنین باوقاحت...
- ۸۴۹
- ۱۹ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط