درد آشنا
***** درد آشنا *****
شاعران با دردِ دوران , آشنایند -
خانه ی دل را , برآنها میگشایند -
در یَمِ اندیشه ها و عشق و ایمان *
کوثرِ زیبائی از حُجب و حیایند *
اندرین محنتسرا و تلّ خاکی -
بهره مند از همِّتِ بادِ صبایند -
همدمِ کِلکَند و در عُزلت نشینی *
با عطایِ حاکمان , نا آشنایند *
با دلی زخمی , ولیکن بی محابا -
بهرِ زخم دیگران , مرهم نمایند -
عده ای , درخانه ای متروک و ویران *
لشکرِ علم و ادب را , مقتدایند *
در زمستانِ کتاب و شعر و شاعر -
ساکنِ غمخانه ی این ماجرایند -
سعدی و فردوسی و عطّار و حافظ *
زیوری بر تارکِ ارض و سمایند *
شهریار و شمسِ تبریزیّ و پروین -
زنده اند و ساکنِ بیتِ بقایند -
یا چو باباطاهر و خیّام و هاتف *
درسرایِ جاودان هم , دلربایند *
چون نظامی ها و جامی ها و ثالث -
لایقِ گلواژه ی مدح و ثنایند -
با چنین وصفِ بیان دانم : عظیما *
شاعران جولانگهِ مرغِ هُمایند *
+++++++++++++++++++++++++++++
شاعر عبدالعظیم عربی .ازماهشهر و
بندرامام
شاعران با دردِ دوران , آشنایند -
خانه ی دل را , برآنها میگشایند -
در یَمِ اندیشه ها و عشق و ایمان *
کوثرِ زیبائی از حُجب و حیایند *
اندرین محنتسرا و تلّ خاکی -
بهره مند از همِّتِ بادِ صبایند -
همدمِ کِلکَند و در عُزلت نشینی *
با عطایِ حاکمان , نا آشنایند *
با دلی زخمی , ولیکن بی محابا -
بهرِ زخم دیگران , مرهم نمایند -
عده ای , درخانه ای متروک و ویران *
لشکرِ علم و ادب را , مقتدایند *
در زمستانِ کتاب و شعر و شاعر -
ساکنِ غمخانه ی این ماجرایند -
سعدی و فردوسی و عطّار و حافظ *
زیوری بر تارکِ ارض و سمایند *
شهریار و شمسِ تبریزیّ و پروین -
زنده اند و ساکنِ بیتِ بقایند -
یا چو باباطاهر و خیّام و هاتف *
درسرایِ جاودان هم , دلربایند *
چون نظامی ها و جامی ها و ثالث -
لایقِ گلواژه ی مدح و ثنایند -
با چنین وصفِ بیان دانم : عظیما *
شاعران جولانگهِ مرغِ هُمایند *
+++++++++++++++++++++++++++++
شاعر عبدالعظیم عربی .ازماهشهر و
بندرامام
- ۱.۳k
- ۲۷ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط