تلخ و شیرین
*** تلخ و شیرین ***
ما , درآن دورانِ جنگ و انقلاب -
دائمآ بودم در صوبِ ثواب -
همدل و همدردِ هم , بودیم ما *
فارغ از هرگونه نیرنگ و ریا *
مستمند وسائلی که دیده ایم -
بس گل از گلزارِ احسان چیده ایم -
دست اندر دستِ هم , بس با وفا *
یاورِ یکدیگر و بی ادّعا *
حرصِ بی جا را , نمیدادیم اَمان -
پس چرا غافل شدیم , ازآن زمان ؟-
از گلستانِ وفا , بیرون شدیم *
زیرِ چتری از بدی , پنهون شدیم *
دم به دم , بی رحم تر از روزِ پیش -
هدیه ها از بهرِ هم , نیش است و ریش -
آب را , همرزمِ بنزین میکنیم *
نِق نِق از کالاهایِ چین میکنیم *
دوستی ها , رنگِ خود را باخته -
گر چه دارد ظاهری آراسته -
در حدایث , باز بینی میکنیم *
رشوه را بر خود , چه شیرین میکنیم *
عده ای هم , ناکس و روبه صفت -
دررکابِ باد , هم سو هم جهت -
ما درآوردیم از هم , بس دمار *
لیکن از بیگانه داریم انتظار *
ما همانهائیم که در ایّامِِ جنگ -
زندگی برما نبود اینگونه تنگ -
غافلیم از سرزنش ها و عتاب *
اندر آن هنگامه ی یوم الحساب *
ای عظیم : این گرد و خاکِ تو بَسه -
زیپِ لب ها را ببند , هوا پسه -
شِکوِ ه هایِ گفته و نا گفته را *
همچو مولا , تویِ چاهی کن رها *
+++++++++++++++++++++++++++++شاعر= عبدالعظیم عربی = ماهشهر . و
بندر امام ( سربندر )
ما , درآن دورانِ جنگ و انقلاب -
دائمآ بودم در صوبِ ثواب -
همدل و همدردِ هم , بودیم ما *
فارغ از هرگونه نیرنگ و ریا *
مستمند وسائلی که دیده ایم -
بس گل از گلزارِ احسان چیده ایم -
دست اندر دستِ هم , بس با وفا *
یاورِ یکدیگر و بی ادّعا *
حرصِ بی جا را , نمیدادیم اَمان -
پس چرا غافل شدیم , ازآن زمان ؟-
از گلستانِ وفا , بیرون شدیم *
زیرِ چتری از بدی , پنهون شدیم *
دم به دم , بی رحم تر از روزِ پیش -
هدیه ها از بهرِ هم , نیش است و ریش -
آب را , همرزمِ بنزین میکنیم *
نِق نِق از کالاهایِ چین میکنیم *
دوستی ها , رنگِ خود را باخته -
گر چه دارد ظاهری آراسته -
در حدایث , باز بینی میکنیم *
رشوه را بر خود , چه شیرین میکنیم *
عده ای هم , ناکس و روبه صفت -
دررکابِ باد , هم سو هم جهت -
ما درآوردیم از هم , بس دمار *
لیکن از بیگانه داریم انتظار *
ما همانهائیم که در ایّامِِ جنگ -
زندگی برما نبود اینگونه تنگ -
غافلیم از سرزنش ها و عتاب *
اندر آن هنگامه ی یوم الحساب *
ای عظیم : این گرد و خاکِ تو بَسه -
زیپِ لب ها را ببند , هوا پسه -
شِکوِ ه هایِ گفته و نا گفته را *
همچو مولا , تویِ چاهی کن رها *
+++++++++++++++++++++++++++++شاعر= عبدالعظیم عربی = ماهشهر . و
بندر امام ( سربندر )
- ۲.۱k
- ۲۸ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط