{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو مال منی پارت

تو مال منی پارت۶



مری:داشتم حرف میزدم که سیاهی متعلق
ویو تهیونگ
عصابم خیلی خورد بود مری می خواست حرف بزنه که فقط گفت:آخ قلبم
که بیهوش شد
ته:مری مری چشات رو باز کن مری نرو روز اولم بود که باهات صحبت کردم نهههه

ویو بیمارستان
ته:دکتررر کجایین مگه اینجا بیمارستا نیست
پرستار:آقا اینجا بیمارستان کلی مریض هست اروم تر
ته:چی میگین تو عشقم نمیتونه نفس بکشه
دکتر:آقا لطفا اروم باشید
ته : با گوشی خودش زنگ زدم به اعضای خودشون که بیان
۱۰ مین بعد
دکتر:همراه خانم مری شمایید؟
ته:بله
دکتر:نسبتتون با خانم مری
ته: همسرشون
دکتر:لطفا تشریف بیارید اتاق من
ویو اتاق
ته:آقای دکتر چیزی شده (گریه)
دکتر: شما از بیماری خانم مری خبر داشتید
ته:چ.چه بیماری ای (گریه خیلی شدید)
دکتر :آقای کیم ما خانم مری رو می‌شناسیم و ایشون بیماری قلبی دارند و خیلی شدید شدند و گاهی نفس شون قطع میشه و ممکنه به حد مرگم برسه کم مونده بود سکته قلبی بکنند
ته: خیلی ممنون میتونم ببینمش؟
دکتر:بله حتما
ته :تا درو باز کردم اعضا گروهش امدن سمتم
اوا:مری مری خوبه
الینا :تو باهاش چیکار کردی
سدنا:مری فردا فشن داره تو باهاش چیکار کردی
الین:دختره سالم دادیم دستت اینجوری دستمون دادی
مایسا:اون برای همون باارزش تر از خودمون بود
ترنم:با پدرم چیکار کردیییی
ته:همش تقصیر منهههه (گریه و داد و خود زنی )
مری :بیدار شدم از پشت شیشه دیدم همه دارن گریه می‌کنند که بلند صداشون زدم و گفتم: تهیونگ ، اوا ، ترنممم
ویو اتاق مری
همه رفتن داخل
ته:مری منو ببخش مری من من کاش تو زندگیت نبودم(گریه)
اعضا:مامان مری(همزمان و گریه)
مری :تهیونگ من، آخ قلبم
ته:مری اروم باش
مری:هاااا ن.نمی.تو.نم. ن.ف.س بک.شم.
ته: مری مری پرستاررر
پرستار:اومد به مری اکسیژن نفس داد
اوا:مری از اینجا بریم دیگه حق نداری تهیونگ رو ببینی
ترنم:اگه من بی پدر بشم چی میشه ها جواب مادربزرگ و بابا بزرگت میخوان بیان کی می خواد بده میدونی چقدر همه روت حساسن؟
ته: مری میدونی تو ... تعریف میکنه
مری:راستش من از ۱۲ سالگیم اینشکلی بودم میدونستم من میدونم که نمیتونم نفس بکشم اما من استراحت نمیکنم(داد)
ته:مری تو با خودت چیکار کردی مری نکن اینکارو با خودت مری
اعضا :مری ما چی چرا؟
مری: گریه نکنید من ناراحت میشم قلبم درد میگیره ها
ته:مری قول بده این ماه رو استراحت کنی
اوا:مری این همه رازت رو نگه داشتم اما تهیونگ میری وقتی استرس میگیره هرکاری به سرش میزنه ما همه میدونیم اون موقع ایکه بهش می‌گفتند هرزه مری داشت یکبار خودشو تو آب خفه می کرد یا دستاش می لرزید (گریه)
مری :بسه(داد)سکوت متعلق شد،منو ببرید
ته:امشب بیا خونه من
اعضا:ببین ناراحت بشه ها
ته : نه شما برید
اعضا رفتن و مری مرخص شد
ویو تهیونگ
مری مرخص شد و رفتیم سوار ماشین شدیم
که لبامو روی لبام گذاشتم
ویو مری
سوار ماشین شدیم که لباش رو کوبید به لبام دستش رو به سمت کمرم برد و لمسش می‌کرد
ته:عاشقتم
مری:همچنین
ویو رانندگی
ته:دستش رو اروم به سمت رون مری میبره
مری :کرمم لولید و ناله تحریک کننده این کردم دیدم خماره
ته:مری نکن
مری:خودت اححح نکن
ته:دستش رو اروم به بالا میبره و فشار میده مری:اححح نکن اححح
رسیدیم خونه و تهیونگ برآید استایل بغلم کرد و برد تو اتاق و رو تخت پرتم کردم
و روم خیمه زد و گفت
ته:امشب مال من میشی
کتشو درآوردم و سرم رو تو گردنش کرد کیس مارک سنگینی رفتم
مری:احححح اححححح نکن
لبش رو لبم گذاشتم و فقط گاز میگرفتم
و لباس هاشو در آوردم و سرمو تو سینه هاش کردم و باهاشون بازی کردم و پاهاش رو باز نمی کرد با دستام دوتا رونش رو فشار دادم و باز کردم و گذاشتم توش که
مری:جیغ اححححح نهههه نکن
هرچی میگفت بدتر میکردم و می‌خواست جیغ بزنه که دستش رو بالا ی سرش بردم و لبش رو بوسیدم طوری که مزه ی خون حس می‌شد موهای فرش رو باز کردم و و بوسیدم و کم‌کم کام شدیم و خوابیدیم
ویو صبح
مری:با درد و گریه بیدار شدم آخه این چقدر درد داره فکرشو نمیکردم
ته:مری رو کشید تو بغلش و لبش رو بوسید
مری:تهیونگ درد دارم (بی حال)
ته:من فدات بشم بیا بریم حموم
مری :نمیتونمممم
ته :برآید استایل بغلش کردم و رفتیم حموم
که آب رو باز کردم و بعد گفت
مری:فکر نمیکردم انقدر درد داشته باشه
ته: ویییی ویییییی جوجه رو نگاه به همین کار الان نه فقط برای همیشه برای منی
مری:من امشب فشن دارم این مالکیت آقا رو چی کار کنم؟
ته : دوباره گردن مری رو گاز گرفت و خندید
بیا بریم صبحانه بخوریم برام غذا ایرانی درست کن ببینم ایران چه غذا هایی داره


ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۳)

تومال منی پارت۷مری:غذای ایرانی دست میکنم اما خوردی هر روز نگ...

تومال منی پارت۸ته:این هانا دیگه شورشو درآورد خب داستان از او...

تومال منی پارت۵ویو تهیونگ وای من بد جوری عاشقش شدم باورم نمی...

تو مال منی پارت۴ویو مریرفتم خونه لباسم رو عوض کردم روتینمو ا...

پارت ۲ تومال منی ته: زانوزدو گفت افتخار اینو دارم که با همچی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط