{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

دلم میخواست در عصر دیگری دوستت می داشتم

دلم‌ می‌خواست‌ در عصر دیگری دوستت‌ می داشتم‌
در عصری مهربان‌تر و شاعرانه‌تر
عصری که‌ عطرِ کتاب‌
عطرِ یاس‌ و عطرِ آزادی را بیشتر حس‌ می‌کرد
دلم‌ می خواست‌ تو را
در عصر شمع‌ دوست‌ می‌داشتم‌
در عصر هیزم‌ و بادبزن‌های اسپانیایی
و نامه‌های نوشته‌ شده‌ با پـر
و پیراهن‌های تافته‌ی رنگارنگ‌
نه‌ در عصر دیسکو
ماشین‌های فراری و شلوارهای جین‌
دلم‌ می‌خواست‌ تو را در عصرِ دیگری می‌دیدم‌
عصری که‌ در آن‌
گنجشکان‌ ، پلیکان‌ها و پریان‌ دریایی حاکم‌ بودند
عصری که‌ از آن‌ِ نقاشان‌ بود
از آن‌ِ موسیقی دان‌ها
عاشقان‌
شاعران‌
کودکان‌
و دیوانگان‌
دلم‌ می‌خواست‌ تو با من‌ بودی
در عصری که‌ بر گل‌ُ شعرُ بوریا وُ زن‌ ستم‌ نبود
ولی‌ افسوس‌
ما دیر رسیدیم‌
ما گل عشق‌ را جستجو می کنیم‌
در عصری که‌ با عشق بیگانه‌ است‌
دیدگاه ها (۵)

دلم را جا گذاشتم جایی میان آخرین نگاهت و اولین بی تو بودناز ...

هیچ کس همیشه تمامش نمی‌رود گاهی نگاهشصدایش بوی پیراهنشخاطره‌...

روزها رفته رفته كوتاه‌تر مى‌شوندباران هم در يك قدمى‌ستدرِ خا...

حالا که دارد از آسمان آتش می‌بارد بیا در آغوشم ، دنیا آن‌قدر...

‌و اما عزیز من؛دلم‌ می‌خواست‌ در عصر دیگری دوستت‌ می داشتم‌د...

نامه بی نشان

عشقـ یا نفرت ؟ویو تهیونگ تو ماشین سوهیون جوک می‌گفت و من میخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط