{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالا که دارد از آسمان آتش میبارد

حالا که دارد از آسمان آتش می‌بارد
بیا در آغوشم ،
دنیا آن‌قدرها هم ارزش ندارد که ما از هم جدا باشیم
حالا که نمی‌دانم مرگ چه‌قدر نزدیک است
مرا سخت در آغوش بگیر،
بگذار تپش‌های قلبمان یکی شود،
بگذار صدای انفجارها در پس تپش‌ها گم بشود .
دیدگاه ها (۰)

روزها رفته رفته كوتاه‌تر مى‌شوندباران هم در يك قدمى‌ستدرِ خا...

دلم‌ می‌خواست‌ در عصر دیگری دوستت‌ می داشتم‌در عصری مهربان‌ت...

کاش می‌شد شبی بدون این‌که کسی را خبردار کنم به سمت مقصدی که ...

وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کردآدم زمینی تر شد و ...

نامه بی نشان

No one

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط