{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته ام بعد تو از این همه شب بیداری

خسته ام بعد تو از این همه شب بیداری
دم به دم یاد تو و درد و غم و بیداری

برو هر جا بنشین پشت سرم حرف بزن
این چنین نیست ولی رسم امانت داری

قهوه ی تلخ رقیبان که مرا خواهد کشت
سهم من از تو شد این رسم بد قاجاری

دل من خواست که یک بار دگر برگردی
دیگر از جانب من نیست ولی اصراری

همه گفتند که تو خنده کنان می رفتی
خسته ام از تو و این ماضی استمراری
دیدگاه ها (۱۳)

لب به لب های تو و....ای وای غوغا می شودآسمان می ترکد و آشوب ...

از دنیا دل کندمبحث عشق و عاشقی نیستخم شد کمر اعتمادهایم...ای...

زد هوایت بر سرم، سرتاسرم را باد برد تا قلم در دست غم شد ، جو...

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

جونگکوک: خوب چرا این زندگی خوبت رو رها کردی دخترک بی حس و پی...

سه پارتی از چان: (وقتی مافیاست و به اجبار باهم ازدواج میکنید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط