لب گشودم تو چرا از لبِ من داغ شدی!
لب گشودم تو چرا از لبِ من داغ شدی!
رفته ای بارِ سفر بستِه ایُ بار نزار
.
با وجودِ لب من ، لب به لب یار زدی
خواهشی دارم ازت دَم به لبِ یار نزار
.
عاشقانه تر از این واژهٔ لب ها هستم
حاظرم از نظرت محو شوم دار نزار
.
صادقانه بنویسم که تورا می خواهم!
گرچه در عشق ، هوس بازیُ دستار نزار .
در غرورِ خود چنان مَسخ شدی،بالیدی
خواهشاً نام مرا در دلِ خود عار نزار
.
بی تکلم شده ام در نِگَهَت درگیرم
کار منرا به دلِ سوختهٔ زار نزار
.
تو خود از شاخهٔ این تاک دلت آویز است
پس نگو مِی نخورُ منبرِ رفتارنزار
.
شاهد از غیب رِسیدُ به دلم می نالید
شهدِ شیرین عسل را به لب یار نزار
.
سخت می باشد از این عشق شدن ها جَستن
تلخ بودیُ مرا در پیِ این کار نزار
.
پوشیه میزنیُ چشم چرانی!! افسوس
لب نهان کرده ایُ دام به گفتار نزار
رفته ای بارِ سفر بستِه ایُ بار نزار
.
با وجودِ لب من ، لب به لب یار زدی
خواهشی دارم ازت دَم به لبِ یار نزار
.
عاشقانه تر از این واژهٔ لب ها هستم
حاظرم از نظرت محو شوم دار نزار
.
صادقانه بنویسم که تورا می خواهم!
گرچه در عشق ، هوس بازیُ دستار نزار .
در غرورِ خود چنان مَسخ شدی،بالیدی
خواهشاً نام مرا در دلِ خود عار نزار
.
بی تکلم شده ام در نِگَهَت درگیرم
کار منرا به دلِ سوختهٔ زار نزار
.
تو خود از شاخهٔ این تاک دلت آویز است
پس نگو مِی نخورُ منبرِ رفتارنزار
.
شاهد از غیب رِسیدُ به دلم می نالید
شهدِ شیرین عسل را به لب یار نزار
.
سخت می باشد از این عشق شدن ها جَستن
تلخ بودیُ مرا در پیِ این کار نزار
.
پوشیه میزنیُ چشم چرانی!! افسوس
لب نهان کرده ایُ دام به گفتار نزار
- ۴۶۲
- ۱۶ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط