{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای عشق بیا قاصدکی بر لب ایوان دلم باش

ای عشق بیا قاصدکی بر لب ایوان دلم باش
از دوست بگو، واله و شیدا و پریشان دلم باش

دیوان غزلهای نگاهش تب احساس سروده
با خاطره ها در شب دیدار، به فرمان دلم باش

پاییز وجودم که به رویای بهاری شده پر گل
از دور، تو هم در غم من، همدم باران دلم باش

رویای غمش درشب سردم به افقهای سراب است
با شربت تلخی تو بیا بوسه ی پایان دلم باش

احساس غریبی شده همراه من و عشق نهانم
راضی شده، برگرد،تو آهوی خرامان دلم باش
🌷 🌷 🌷
دیدگاه ها (۱)

لمس آغوش تو رویایی ترین رویای منوای بر من گر نباشی همدم فردا...

میبوسمت وقتی که دستت سهم من باشدوقتی که عطرت روی نبض شعر کم ...

"تو همانی که به قصر دل من سلطانی"حاکم قلب منی ، خوب خودت می ...

لب گشودم تو چرا از لبِ من داغ شدی!رفته ای بارِ سفر بستِه ایُ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط