درخواستی یکی از شما ها امیدوارم لذت ببرید
درخواستی یکی از شما ها امیدوارم لذت ببرید
علامت ها :ا/ت +،جونگ کوک -
شروع تک پارتی
+وقتی چشمام رو باز کردم دیدم روی تخت
بیمارستانم اما براچی با کمی فکر کردن
اتفاقات دیشب یادم اومد زدم زیر گریه باورم
نمی شد که کوک اون کارو باهام کرد
همینجوری داشتم مثل ابر بهار گر یه میکردم
که در اتاق به صدا در اومد
+بیا داخل
-پرنسسم برات غذا اورد پرنسس چرا داری گریه میکنی با نگرانی
+یادت که نرفته دیشب باهام چیکار کردی نههه
-ا/ت ملو سم خوشگلم من معذزت میخوام با
بغضی که سعی در کنترلشه
+الان معذرت خواهی تو به چه درد من میخوره
دیشب
ساعت از 12 شب گذشته بود دخترک از شدت نگرانی
انقدر گریه کرده بود که دیگر توانی برای گریه
کردن نداشت
تیک تاک ساعت اعصابش رو بهم میریخت
چند دقیقه بعد در خانه باز شد جونگ کوک مست و پریشان بود
بعد از اینکه به ا/ت نگاهی انداخت به سمت آن
قدم میگذاشت با هر قدم کوک ا/ت یه قدم عقب تر میرفت
ولی دیگه به دیوار رسیده بود و نمی توانست
عقب تر برود
+ترسیده گفتم :جونگ کوک تو حالت خوب نیست
-تو باعث این حال بدمی ازت یه سوال میپرسم
چرا چرا بهم خیانت کردی
+جونگ کوک چی میگی من به تو خیانت نکردم
-یکی از دوستام عکس رو نشونم داشت که داشتی مرد دیگه ای رو میبوسی
حالا هم باید بخاطر خیانت کردن تنبیه بشی
+جونگ کوک لطفا من کاری نکردم لطفا باور
کن
پسر. کمر بنده اش را باز کرد وگفت
-با هر ضربه میشماری فهمیدی
+جونگ کوک هههههه لطفا حرفم رو باور کن
پسر بدون توجه به حرفای اون شروع کرد به ضربه زدن
محکم میزد مکث نمیکرد دختر دیگر جونی
برایش باقی نمونده بود
-فک کردی تموم شد هنوز مونده
کوک ا/ت را کول کرد و به سمت اتاق برد
دست و پاهای دخترکش را به تخت بست
و اسمات هرکی میخواد داخل پیوی بهم پیام بده نکته دیگه برای کسی ارسال نمیکنم
زمان حال
+انتظار داری ببخشمت بعد اون همه کاری که باهام کردی
-لطفا خواهش میکنم با گریه
و ...تمام بقیش به عهده خودتون که جونگ کوک رو می بخشید یا نه ببخشید اگه بد بود جوجه
علامت ها :ا/ت +،جونگ کوک -
شروع تک پارتی
+وقتی چشمام رو باز کردم دیدم روی تخت
بیمارستانم اما براچی با کمی فکر کردن
اتفاقات دیشب یادم اومد زدم زیر گریه باورم
نمی شد که کوک اون کارو باهام کرد
همینجوری داشتم مثل ابر بهار گر یه میکردم
که در اتاق به صدا در اومد
+بیا داخل
-پرنسسم برات غذا اورد پرنسس چرا داری گریه میکنی با نگرانی
+یادت که نرفته دیشب باهام چیکار کردی نههه
-ا/ت ملو سم خوشگلم من معذزت میخوام با
بغضی که سعی در کنترلشه
+الان معذرت خواهی تو به چه درد من میخوره
دیشب
ساعت از 12 شب گذشته بود دخترک از شدت نگرانی
انقدر گریه کرده بود که دیگر توانی برای گریه
کردن نداشت
تیک تاک ساعت اعصابش رو بهم میریخت
چند دقیقه بعد در خانه باز شد جونگ کوک مست و پریشان بود
بعد از اینکه به ا/ت نگاهی انداخت به سمت آن
قدم میگذاشت با هر قدم کوک ا/ت یه قدم عقب تر میرفت
ولی دیگه به دیوار رسیده بود و نمی توانست
عقب تر برود
+ترسیده گفتم :جونگ کوک تو حالت خوب نیست
-تو باعث این حال بدمی ازت یه سوال میپرسم
چرا چرا بهم خیانت کردی
+جونگ کوک چی میگی من به تو خیانت نکردم
-یکی از دوستام عکس رو نشونم داشت که داشتی مرد دیگه ای رو میبوسی
حالا هم باید بخاطر خیانت کردن تنبیه بشی
+جونگ کوک لطفا من کاری نکردم لطفا باور
کن
پسر. کمر بنده اش را باز کرد وگفت
-با هر ضربه میشماری فهمیدی
+جونگ کوک هههههه لطفا حرفم رو باور کن
پسر بدون توجه به حرفای اون شروع کرد به ضربه زدن
محکم میزد مکث نمیکرد دختر دیگر جونی
برایش باقی نمونده بود
-فک کردی تموم شد هنوز مونده
کوک ا/ت را کول کرد و به سمت اتاق برد
دست و پاهای دخترکش را به تخت بست
و اسمات هرکی میخواد داخل پیوی بهم پیام بده نکته دیگه برای کسی ارسال نمیکنم
زمان حال
+انتظار داری ببخشمت بعد اون همه کاری که باهام کردی
-لطفا خواهش میکنم با گریه
و ...تمام بقیش به عهده خودتون که جونگ کوک رو می بخشید یا نه ببخشید اگه بد بود جوجه
- ۲۸.۱k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط