{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در گذرگاه زمان ،

در گذرگاه زمان ،
خیمه شب بازی مهر،
باهمه تلخی و شیرینی خود میگذرد،
عشق ها میمیرند ،
رنگ ها رنگ دگر میگیرند،
وفقط خاطره هاست ،
ک چ شیرین و چ تلخ ،
دست ناخورده ب جا میمانند...
دیدگاه ها (۱)

در را باز ميکنم....آرام و بي صدا به اتاق ميروم....برق را خام...

گاهی شاپرگی را از تار عنکبوتی میگیری تا خیلی آرام رهایش کنی؛...

نقاشی مشهور در حال اتمام نقاشی اش بود.آن نقاشی ب طور باورنکر...

سالها بعد....ﺩﺍﻧﺶ آموخته گان تاریخ وقتی ،ﺑﻪ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﺭﺳﻨﺪ...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۷

در گذرگاه زمانخیمه شب بازی دهرباهمه تلخی وشیرینی خود میگذردع...

در گذرگاه زمان... خیمه شب بازی دهر... باهمه تلخی و شیرینی خو...

در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر...لحظه ها با همه تلخی و شیری...

در گذر گاه زمانخیمه شب بازی دهرباهمه تلخی و شیرینی خود می گذ...

در گذرگاه زمانخیمه شب بازی دهرباهمه تلخی و شیرینی خود می گذر...

در گذرگاه زمان،خیمه شب بازی دهر.باهمه تلخی وشیرینی خود میگذر...

در گذرگاه زمان خبمه شب بازی دهر.... باهمه تلخی و شیرینی خ...

درگذرگاه زمان ، خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط