{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر...

در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر...
لحظه ها با همه تلخی و شیرینی خود میگذرد...
عشق ها میمیرند...
رنگ ها رنگ دگر میگیرند...
و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ...
دست ناخورده به جا میمانند..
#مهدی_اخوان_ثالث
دیدگاه ها (۲)

آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرم...از شیشه نبودم که با سنگ بمیر...

نازنین غصه نخور قصه نویس ما خداستهمه نارفیقن و تنها رفیق ما ...

آدمها هرگز کسانی را که دوست دارند فراموش نمیکنند....فقط عادت...

تو مرا آزردی...که خودم کوچ کنم از شهرت...تو خیالت راحت میروم...

دیر است ،گالیادر گوش من فسانه دلدادگی مخوان!دیگر ز من ترانهٔ...

درخت توت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط