{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"بنام مادر"

"بنام مادر"

پـا به پـای غـم من پیـر شـد و حـرف نـزد...!!!
داغ دیـد از من و تبخـیر شـد و حـرف نـزد...!!!
شب به شب منتظرم بود و دلش پر آشوب.!!!
شب بـه شب آمـدنـم دیـر شد و حـرف نزد.!!!
غصـه میخـورد کـه مـن حـال خـرابـی دارم...!!!
از همین غصـه ی من سیـر شـد و حرف نزد!!!
وای از آن لحظه کـه حرفـم دل او را سوزاند!!!
خیس شد چشمش و دلگیر شد و حرف نزد!!!
صورت پر شده از چین و چروکش یعنی!!!
مادرم خستـه شـد و پیـر شـد و حرف نزد •••!!!

درود بر مادران ایران زمین...
دیدگاه ها (۵)

در آغوش خدا گریستم تا نوازشم کند... پرسید :فرزندم پس آدمت کو...

تو لبخندی به لب داری و من بی تاب و تب دارمپدر شک کرده و مادر...

" تــو "مالڪ تمام احساسـم هستی.!تمام عشقـمتمام احساس ناب دست...

عمومی

عشقی دوباره²p²²@(جیغ)تو کی هستی؟_اجوما+خفه شو وگرنه یه گلوله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط