{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز با یک دسته گل رز آمده بود دیدنم ،

دیروز با یک دسته گل رز آمده بود دیدنم ،
با نگاهی که سالها
آرزویش را داشتم و از من
دریغ می کرد ...
گریه کرد و گفت :
دلم برایت تنگ شده ...
فاتحه ای خواند و رفت ...


#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۲)

... مامن و تو چتر را در یک روز بارانی در یک مغازه-که به تماش...

🍃 🍀 🍃 🍀 🍃 🍀 🍃 🍀 🍃 🍀 با ارزش باشبا ارزش زندگی کن برای خودت خط...

بوی یلدا را میشنوی ؟انتهای خیابان آذر ...باز هم قرار عاشقانه...

هر چه می نویسم ، باز گمان می کنم یک چیزی از قلم افتاده است ....

کلماتی را که برایت می نویسم لمس کن ، تا بخوانی و بفهمی که جا...

‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌♥️ℒℴνℯ❤... آره دور چشای قشنگت یه تنه ...

رمان عشق من واقعیه رز آبی | part59 رفتند و سوار ماشین شدن .....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط