{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز با یک دسته گل رز آمده بود دیدنم ،

دیروز با یک دسته گل رز آمده بود دیدنم ،
با نگاهی که سالها
آرزویش را داشتم و از من
دریغ می کرد ...
گریه کرد و گفت :
دلم برایت تنگ شده ...
فاتحه ای خواند و رفت ...


#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۲)

... مامن و تو چتر را در یک روز بارانی در یک مغازه-که به تماش...

🍃 🍀 🍃 🍀 🍃 🍀 🍃 🍀 🍃 🍀 با ارزش باشبا ارزش زندگی کن برای خودت خط...

بوی یلدا را میشنوی ؟انتهای خیابان آذر ...باز هم قرار عاشقانه...

هر چه می نویسم ، باز گمان می کنم یک چیزی از قلم افتاده است ....

عهد خونین و گل رزpart: 4 ...

𝒯𝒽𝑒 𝑔𝒾𝓇𝓁 𝓌𝒽𝑜 𝓈𝓂𝑒𝓁𝓁𝑒𝒹 𝓁𝒾𝓀𝑒 𝓇𝑜𝓈𝑒𝓈دختری که بوی رز می‌دادپارت او...

'رز آبی'پسر‌ با چشم هایی که از اشک های نریخته برق‌ میزد به د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط