{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی عاشق دست راست مافیا میشی و... (پارت سیزدهم)

وقتی عاشق دست راست مافیا میشی و... (پارت سیزدهم)

(ا/ت)
از خواب بیدار شدم رو کاناپه خوابم برده بود بلند شدم و کارامو کم کم انجام دادم سفره چیدم برای صبحونه که دیدم صدای در اومد به سمت در رفتم و بازش کردم که با چهره ی گریون و پریشون لونا رو به رو شدم
ا/ت: لونا حالت خوبه؟چیشده؟
لونا: م..میشه چند شب پیشت بمونم؟

چند ساعت بعد*
لونا خوابش برده بود معلوم بود دیشب اصلا نخوابیده بود فکر نمیکردم تهیونگ باهاش اینجور بحث بدی داشته باشه که به اینجا بکشه بلند شدم و به سمت آشپزخونه رفتم که دیدم گوشیم داره زنگ میخوره تهیونگ بود جوابشو ندادم با اینکه میدونستم واسم دردسر ساز میشه و رفتم کنار لونا خوابیدم..

(تهیونگ)
جواب گوشیمو نداده بود نه لونا نه ا/ت خیلی عصبی بودم از هر دوتاشون میدونستم توی خونه ا/ت لوناست وقتی کارم تموم شد میرم پیشش

(ا/ت)
از خواب بیدار شدم گه لونا رو کنار خودم ندیدم پاشدم رفتم پایین که دیدم رو کاناپه نشسته برای اینکه حالشو عوض کنم گفتم: لونا بلند شو نمیخوام اینجور ببینمت لونا: ولم کن ا/ت: پاشو میخوام ببرمت امشب بار بدو آماده شو
لونا که توی هیچ شرایطی به رفتن به بار نه نمیگه قبولش کرد و بلندش کردم تا باهم بریم آماده بشیم..
(جیمین)
میخواستم واسه آخرین روزایی که اینجام برم جایی که واسه اولین بار ا/ت رو دیدم(بار) شاید اینجور کمی آروم شدم ...

❌کپی ممنوع❌
پارت بعدی تا آخر امشب آپلود میشه..
دیدگاه ها (۹)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

همسر غیره منتظره

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

مافیایی برای من}پارت:۵ویو کوک:شام اماده شده بود رفتم که پسره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط