وقتی عاشق دست راست مافیا میشی و پارت دوازدهم

وقتی عاشق دست راست مافیا میشی و... (پارت دوازدهم)

که دیدم با تعجب داره نگاهم میکنه انگار از خداش بود گفتم:یعنی دوتاس ولی اون یکی خب بهم ریخته.. یعنی واییی نمیدونستم چیکار کنم که یهو حس کردم زیر پام خالی شد چشمامو روی هم بستم ولی نمیدونم چرا هیچی نگفتم و فقط توی صورتش خیره شده بودم...
جیمین:چشمات خسته نشد؟
ا/ت:چ..چیزه..بزارم پایین لطفا
جیمین همونطور که به سمت اتاق میرفت گفت:چرا بزارم پایین؟ با صدای بلند داد زدم:میگم بزارم پایین مگه نمیشنوی؟!
جیمین که انگار از رفتار ا/ت شوکه شده بود اون رو روی تخت گذاشت و با صدای کمی عصبی گفت:بهتره سر من داد نزنی و درست حرف بزنی من مثل اون پسرایی که باهاشون میگردی نیستم و از اتاق خارج شد..
(ا/ت)
حرفش توی سرم مدام تکرار میشد(من مثل اون پسرایی که باهاشون میگردی نیستم)
یعنی اون منو یه همچنين دختری میبینه؟ منی که تا حالا دستم به یه پسر نخورده..اون خودش اولین نفری بود که گذاشتم اینقدر نزدیکم باشه..
از جام بلند شدم و دنبالش رفتم ولی وقتی رسیدم اون نبود رفته بود از خودم که باعث شدم همچنين اتفاقی بیوفته خیلی عصبی بودم ولی بازم واسه معذرت خواهی بخاطر رفتارم خیلی زود بود از حرفش خیلی دلخور بودم روی کاناپه نشستم و با خودم همینجور فکر میکردم که کم کم خوابم برد..
(فردا صبح )
تهیونگ:چند روزه نیستی جیمین تیم بهت نیاز داره اونوقت تو کجایی؟
جیمین:عا..معذرت میخوام هیونگ جبرانش میکنم
تهیونگ که بخاطر دعواش با لونا عصبی بود از جاش بلند شد و محکم به میز با دستش ضربه زد و با داد گفت:چیو میخوای جبران کنی هااا؟؟ فکر کردی من نمیفهمم داری چه غلطی میکنیی؟؟
جیمین از این حجم اعصبانیت و خشم تهیونگ شوکه شده بود از جاش بلند شد و رو به روی تهیونگ وایستاد آروم گفت:مگه من چیکار کردم؟
تهیونگ:فکر میکنی من نمیدونم با اون دختره ا/ت چیکار کردی؟
جیمین ترسیده بود جوابی هم نداشت که به تهیونگ بگه چون میدونست اگر حرفی بزنه تهیونگ بدجوری عصبی میشه
تهیونگ: صد بار بهت گفتم نزدیک دوستای لونا نشو چون تو آدم رابطه نیستییی جیمین گند میزنی هم به زندگی من هم رابطمم میفهمیی؟
جیمین: هیونگ ببین..
تهیونگ: ساکتت شووو نمیخوام صداتو بشنوم چند رو جلوم اصلا‌آفتابی نشو‌نمیخوام‌ببینمت
جیمینی که میدونست الان اصلا وقت خوبی نیست که بخواد با تهیونگ حرف بزنه پس به سمت در اتاق تهیونگ رفت که حرف تهیونگ باعث مکثش شد
تهیونگ:دوباره زیر نظر خودمی ببینم نزدیک ا/ت شدی خودم با دستای خودم میکشمت
(جیمین)
چشمامو‌ روی هم قرار دادم خیلی کلافه بودم در اتاق رو باز کردم و بیرون شدم میخواستم جایی برم که دیگه نزدیک هیچکس نباشم من ا/ت رو دوسش داشتم ولی انگار راه رسیدنی بهش ندارم
❌کپی ممنوع❌
دیدگاه ها (۵)

وقتی عاشق دست راست مافیا میشی و... (پارت یازدهم) (ا/ت)شب شد...

وقتی عاشق دست راست مافیا میشی و... (پارت دهم) (صبح)از زبان ا...

هرزه ی حکومتی پارت ۴ که جیمین و جیهوپ...دستاشون و گذاشتن روی...

love Between the Tides³⁶یک ساعت قبلتهیونگتهیونگ: نمیای بیرون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط