{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم بر هم ننهاده گردش دوران گذشت

چشم بر هم ننهاده گردش دوران گذشت
بهر یک کَس سخت و بهر دیگری آسان گذشت
روزگاری خواهد آمد با خودت نجوا کنی
یاد باد آن روزگارانی که با یاران گذشت . . .


با همه چشم انتظاری ، با پیامت دل خوشم
ای قرار بیقراری ساحل آرامشم
گاه گاهی پر بزن در خلوت تنهاییم
تا ببینی در فراقت من چه رنجی میکشم . . .
دیدگاه ها (۰)

ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی / چه شرابی به تو دادند که...

باغبانی پیرم ، که به غیر از گلها از همه دلگیرم کوله ام غرق غ...

چو عاشق می شدم ، گفتم : ربودم گوهر مقصود ، ندانستم که این در...

گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده ی عاشقی بودم که میان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط