{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چو عاشق می شدم ، گفتم : ربودم گوهر مقصود ، ندانستم که این

چو عاشق می شدم ، گفتم : ربودم گوهر مقصود ، ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد .

چشم بر هم ننهاده گردش دوران گذشت
بهر یک کَس سخت و بهر دیگری آسان گذشت
روزگاری خواهد آمد با خودت نجوا کنی
یاد باد آن روزگارانی که با یاران گذشت . . .
دیدگاه ها (۱)

𝐈𝐭 𝐰𝐚𝐬 𝐩𝐨𝐬𝐬𝐢𝐛𝐥𝐞 𝐧𝐨𝐭 𝐭𝐨 𝐰𝐚𝐧𝐭 𝐢𝐭. ## پارت اول: سایه‌های سئولسئ...

چشم بر هم ننهاده گردش دوران گذشتبهر یک کَس سخت و بهر دیگری آ...

❤ زیباترین ✧ متـن‌هـا ❤ :چشم بر هم ننهاده گردش دوران گذشتبه...

چشم بر هم ننهاده گردش دوران گذشت بهر یک کَس سخت و بهر دیگری ...

چشـم بـر هــم نهادیـم گـردش دوران گذشـت بـر یکــی سخـت و بـ...

چو عاشق میشدم گفتم ربودم گوهر مقصودندانستم ک این دریا چ موج ...

چشم بر هم نهادیم و گردش دوران گذشت...🥀بر یکی سخت و بر دیگری...

چشم بر هم نهادیم گردش دوران گذشت..بر یکی سخت و بر دیگری آسان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط