{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی / چه شرابی به تو دادند

ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی / چه شرابی به تو دادند که مدهوش شدی
تو که آتشکده عشق و محبت بودی / چه بلا رفت که خاکستر خاموش شدی . . .
§§§§
آرزویم این است که بهاری بشود روز و شبت
که ببارد به تمام رخ تو بارش شادی و شعف
و من از دور ببینم که پر

دان دادان
دیدگاه ها (۰)

باغبانی پیرم ، که به غیر از گلها از همه دلگیرم کوله ام غرق غ...

سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد / اگر از شهر غم رفتی...

چشم بر هم ننهاده گردش دوران گذشت بهر یک کَس سخت و بهر دیگری ...

چو عاشق می شدم ، گفتم : ربودم گوهر مقصود ، ندانستم که این در...

پارت ۱۹ایتاچی از خدا خواست، تنها کسی که در لحظه ی اخر به ذهن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط