{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر جا بروی باز به من برمی گردی. به خیال باران و رویاهای ر

هر جا بروی باز به من برمی گردی. به خیال باران و رویاهای روشنم، به چشمهایی که بی منت به راه تو مانده اند و دست هایی که برای آرزوهای تو رو به آسمانند. هر کجا که باشی باز هوش و حواست با من است با دلی که به اندازه ی دوست داشتن تو بزرگ است و قلبی که نبضش با نفس تو می زند. هر چقدر هم که دور بروی ،فاصله به قدر یک صحرا و یک دریا هم که باشد از من دور نمی شوی. همین است که می شود این همه دلتنگی را تاب آورد و آن همه فاصله را از یاد برد.

تمام اینها معجزه ی محبت است، اعجاز عشق!


میلاد اسلام زاده
دیدگاه ها (۱)

قرار نیست تکراری شوی. با وجودی که هر روز می آیی و مرا از خوا...

آرزوهای دست نیافتنی، گاهی در همین نزدیکی زندگی می کنند. مثل ...

نماز آیات می خوانم هر روز از هراس ندیدنت. وحشتی دارد نبود وح...

نرسیده به نیمه شب احساس می کنم کسی نام تو را در من صدا می کن...

The Boss Savage part34+فقط به خاطر ماموریت دارم باهات کنار م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط