پارت
پارت ۴۵
ویو ته
موقع خواب بود و همه به سمت اتاق ها حرکت کردیم
رفتم توی اتاق که با کوکی که روی تخت خوابیده بود رو به رو شدم
ته:یااا قراره مون این نبود
یهو دیدم روی تخت نشسته
کوک:و کی گفته من زدم زیر قول مون
ته:خوبه(نیشخند)
رفتم طرفش که و روش خیمه زدم و لبام رو محکم کوبیدم به لباش
(ادامه توی کامنت ها)
ویو ته
موقع خواب بود و همه به سمت اتاق ها حرکت کردیم
رفتم توی اتاق که با کوکی که روی تخت خوابیده بود رو به رو شدم
ته:یااا قراره مون این نبود
یهو دیدم روی تخت نشسته
کوک:و کی گفته من زدم زیر قول مون
ته:خوبه(نیشخند)
رفتم طرفش که و روش خیمه زدم و لبام رو محکم کوبیدم به لباش
(ادامه توی کامنت ها)
- ۳.۵k
- ۰۲ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط