{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۴۵

ویو ته

موقع خواب بود و همه به سمت اتاق ها حرکت کردیم
رفتم توی اتاق که با کوکی که روی تخت خوابیده بود رو به رو شدم
ته:یااا قراره مون این نبود
یهو دیدم روی تخت نشسته
کوک:و کی گفته من زدم زیر قول مون
ته:خوبه(نیشخند)
رفتم طرفش که و روش خیمه زدم و لبام رو محکم کوبیدم به لباش

(ادامه توی کامنت ها)
دیدگاه ها (۱۳)

پارت ۴۶(توی کامنت ها)

پارت۴۷(توی کامنت ها)

پارت۴۴(فلش بک به موقعی که جیمین و کوک برگشتن خونه)کوک:جیمین ...

نم فیک جدیدمون🎀(معرفی شخصیت ها)ژانر:امگاورس/طنز/اسمات/تاریخی...

عشق زندگی من +فیلیکس - هیونجین +شب بود داشتم برمیگشتم خونه ...

امگا کوچولو پارت دومکوک وقتی رسید خونه به گوشی ته یونگ زنگ ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط