{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موسیقی لحظه های من

موسیقی لحظه های من
چه غمگین است
مثل بازی برگ خشکیده ای در باد
که در برابر تقدیر پاییز
هیچ اختیارش نیست
مثل ناتوانی پیچکی در دل دیوار
که تکیه ای به جز دیوار
پناهش نیست

من آن پیچکم
که از اندوه
به خود می پیچم و
از ناتوانی
به سردی دیوار
شاید روزی سر براورد از من
گلی زیبا
که برسد به خورشید
در پس دیوار....
دیدگاه ها (۱۱۶)

Happy Birthday to my dearest Grace!❤ She would have b...

زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست...و دلم بس تنگ است...باز هم...

خب خب بازم تولد داریم چقد خوووبه 😻 😻 😻 همیشه ازت...

یادم میاد ک اولین یا دومین روزی بود ک تو ویس شرو ب فعالیت کر...

ایستاده است،میانِ نمک و شن و سردیِ باد،جایی که دریا،یک غولِ ...

گاه فاصله، نه یک جاده‌ی بی‌پایان، که تنها یک «نفس» است؛ فاصل...

مرد در پاییز نامه مینویسد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط