{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا!

خدایا!
بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم؛
بابت هرصبحی که بی سلام به تو آغاز کردم؛
بابت لحظات شادی که به یادت نبودم؛ بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبت دادم؛
بابت هر گره که به دستم کورشد و مقصر تو را دانستم؛
مرا ببخش!
کمکم کن که بفهمم، توکنارمنی نه روبه روی من...
دیدگاه ها (۲۳)

#داستانک بزغاله ایروی پشت بام بودو به شیری که از پایین عبورم...

نجار پیری بود که می خواست بازنشسته شود. او به کار فرمایش گفت...

سلام دوستانم ...من مریض شدم کم میام. اگه بیمارستانی نشما اگه...

دوستان گلم این آجیمون تازه وارده لایک و دنبالش کنین کامنت بذ...

★彡   Part 29 彡★ کتم رو مرتب کردم و لیوان رو بالا بردم."به سل...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش اول_ناز کُنی، نَظر کُنی، ...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۲" در آغوش رویای آبی ات  "...

I can be myself with himPart⁹⁷[ویو نیلسو]سریع از اتاق رفتم ب...

My lovely neighbor part : 44

پارت: 15 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سینی نقره‌ای تو دست‌هام ط...

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 4 | راز مرد عنکبوتیاز اون شب چند روز گذشته بود.نیویو...

چند پارتی جونگ کوک

خدايا! بابت هر شبى كه بى شكر سر بر بالين گذاشتم؛بابت هرصبحى ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط