{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی دریک دهکده کوچک ,معلم مدرسه از دانش آموزان سال اول خ

روزی دریک دهکده کوچک ,معلم مدرسه از دانش آموزان سال اول خود خواست تا تصویری از چیزی که نسبت به آن قدردان هستند، نقاشی کنند.
او با خود فکر کرد که این بچه های فقیر حتماً تصاویر بوقلمون و میز پر غذا را نقاشی خواهند کرد. ولی وقتی یکی از دانش آموزان نقاشی ساده کودکانه خود را تحویل داد، معلم شوکه شد.
او تصویر یک دست را کشیده بود، ولی این دست چه کسی بود؟
بچه های کلاس هم مانند معلم از این نقاشی مبهم تعجب کردند. یکی از بچه ها گفت: "من فکر می کنم این دست خداست که به ما غذا می رساند. یکی دیگر گفت: شاید این دست کشاورزی است که گندم می کارد و بوقلمون ها را پرورش می دهد
هر کس نظری می داد تا این که معلم بالای سر داگلاس رفت و از او پرسید: این دست چه کسی است؟
وی در حالی که خجالت می کشید، آهسته جواب داد: خانم معلم، این دست شماست. معلم به یاد آورد از وقتی که این دانش آموز پدر و مادرش را از دست داده بود، به بهانه های مختلف نزد او می آمد تا خانم معلم دست نوازشی بر سر او بکشد. :-(
دیدگاه ها (۵)

مهربان باش …مهربان باش که در آن پس این پنجره ی سبز قشنگ …مهر...

خداوند زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید همان لحظه‌ای که ...

آخرین روز آبان است انارها ترک برداشته،خرمالوهاراچیده اندبرگه...

مشک را گفتندتورا یک عیب هست...با هر که بنشینی ،از بوی خوشت ب...

ورود آقایان ممنوع

چقدر دلمان برای این دست از جوانان و نوجوان کشورم می‌سوزد.......

قسمت یک

🏫🤖 مدرسه ۱۰ سال آینده؛ آموزش به سبک آینده!تصور کنید دانش‌آمو...

بچه ها صحبتی دارم باهاتونامروز آخرین روز تابستونه و وارد فصل...

My professorChapter:2Part:95تو محوطه مدرسه قدم میزناونجا پر ...

🖤 جانماز تبرکی🖤 مجموعه‌روایت‌ #رواق_دارالذکر ✍️ قرار بود دوس...

🎒📚🌸 آغاز سال تحصیلی و بازگشایی مدارس مبارک 🌸📚🎒مهرماه از راه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط