چقدراین شب ها بی توبودن راگریه کردم درخودم باتوحرف زدم
چقدراین شب ها بی توبودن راگریه کردم درخودم باتوحرف زدم
چقدر تنهایی را پشت در گذاشتم
ولی بازازدیوار آمد
آن وقتهامادربزرگم میگفت اینها همه اش قسمت است
ولی نمیدانم چرااین قسمت ها فقط برای
من است
مگرمن غیرازتو وآرامش درکنارتوچه چیزدیگری خواستم
چیزی غیرازتوازخدانخواستم فقط تو
اشکال نداردبگذاربقیه چیزهابماندبرای بقیه...
فقط توباشی
فقط تو... وعشقت ...
آن وقت من همه چیزدارم
وای خدای من چقدراین لحظه تنهاهستم
چقدر تنهایی را پشت در گذاشتم
ولی بازازدیوار آمد
آن وقتهامادربزرگم میگفت اینها همه اش قسمت است
ولی نمیدانم چرااین قسمت ها فقط برای
من است
مگرمن غیرازتو وآرامش درکنارتوچه چیزدیگری خواستم
چیزی غیرازتوازخدانخواستم فقط تو
اشکال نداردبگذاربقیه چیزهابماندبرای بقیه...
فقط توباشی
فقط تو... وعشقت ...
آن وقت من همه چیزدارم
وای خدای من چقدراین لحظه تنهاهستم
- ۲.۷k
- ۰۴ دی ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط