{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ات مشکوک کوک بهت یاد داده تو از این چیزا بلد نبودی

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁵


ات مشکوک: کوک بهت یاد داده ؟ تو از این چیزا بلد نبودی

یونگی با قیافه پکر : یه بار خواستم بهت ابراز علاقه کنم ریدی بهش ات

ات خندید : شرمنده من برم لباسمو در بیارم بریم بخوابیم

یونگی لبخند شیطانی : نیاز نیست خودم در میارم

ات لبخند کج کوله زد : نه زحمت میشه خودم می تونم

ات می خواست بره که یونگی دستشو گرفت محکم کشید سمت خودش

یونگی : کجا می خوای فرار کنی ؟ فکر کردی یادم رفته خیلی تنبیهات رو زیاد کردی از صبح با اون کارت و دردی که تحمل کردم تا اون مردک حرومز*اده

ات : پیشی کوچولوی من مهربونه به همسرش سخت نمی گیره مگه نه ؟ پیشی خوشگلم قربونش برم

یونگی : سخت در اشتباهی این کارات جواب نمی دی الان در وحشی ترین حالت ممکنم اماده باش

ات : یونگی الان دقیقا چطور اماده باشم ؟ تو در حالت عادی هم وحشی هستی ...(برید تسبیه ها رو بیارید 📿🤣که شروع کنیم) که یونگی بوسیدم و شروع کرد به خوردن لبام و گاز گرفتنش جوری گاز می گرفت که مزه خون رو حس می کردم خیلی وحشی شده بود و بعدش رفت سراغ گردنم کیس مارک های دردناکی می ذاشت که مطمعن بودم جاش کبود میشه منم فقط ناله می کردم منو انداخت روی تخت و لباسامو در اورد و کل بدنمو گاز می گرفت

ات : اخ یونگی ای مگه ایییییی سگی ..اخخخخخخ

یونگی : چیزی گفتی ؟

ات : گفتم مگه ....ایییییییییییب (که گاز محکم تری گرفت ) غلط کردم اخخخخخخخخخخ

(منو مسدود نکنن صلوات 🤣گزارش نکن صلوات 😅، صلوات سومو بلند تر بفرست دیگه خیلی اصمات ننوشتم ته مسدود نشم😅 )

فردا صبح

ات ویو بیدار شدم کل بدنم درد می کرد جای گازاش واقعا بد می سوخت یونگی هنوز خواب بود یهو بیدار شد که خودمو زدم به خواب وقتی بیدار شد منو بوسید و تک تک جاهایی که گاز گرفته بود رو نرم بوسه زد که مثلا بیدار شدم دلم نمی خواست چیزی بگم بهش خیلی کیوت بود و بوسمم کرده بود اما باید اعتراض کنم دیشب داغونم کرد الان کلی درد دارم یه بوس که جاشو نمی گیره (خیلی یزیدی یزید بوست کرده دیگه یزید 😔)

ات : ای بدنم دارم می میرم زیر شکمممممممم اخخخ

یونگی : چیزی نیست خوب میشی عزیزم بزار برات ماساژ بدم

ات : دلم می خواد سر به تنت باشه

یونگی: چرا عزیزم

ات : ای دوست دارم یه نفر بکنتت بعد بهت بگه چیزی نیست خوب میشی تا بفهمی چرا

یونگی نیشخند: این امکان نداره عزیزم چون همیشه من اونیم که می کنه

ات : فقط چیزی نگو همین کارو که می تونی بکنی ؟

ات : بخدا اگه بخوای تو این وضعیت ولم کنی بری سر کار ....

یونگی : نمی تونم که نرم الان بهتر میشی بزار بریم حموم

ات : نه من با تو نمیام الان دوباره می خوای من بدبختو بکنی ...ـ

ادامه در کامنت جا نشد 🙃😔
دیدگاه ها (۹)

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴⁴ ات : هیچی کوک : ...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴⁵ چند ماه بعد ات با...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴ همه کم کم رفتن خونه هاش...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ³ منم طبق معمول تن...

#سناریو_بی_تی_اس #درخواستی وقتی عاشقت بوده اما بهت خیانت کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط